کار عمیق چیست؟ چگونه با ساعت کاری کم، بهره‌وری بالا داشته باشیم؟

قسمت اول: کار عمیق چیست؟

بهره‌وری، یکی از دغدغه‌های کسانی است که همیشه به دنبال بهتر کردن وضعیت زندگی و کار خودشان هستند. گاهی این چالش، بخش‌ بزرگی از زندگی‌شان را در برمی‌گیرد و آنها را به سمتی می‌برد که هر راهی را برای افزایش میزان کارایی خود امتحان می‌کنند. «کار عمیق» و انجام روش‌هایی که جسارت بیشتر خواستن را در ما پدیدار می‌کنند گزینه‌ای پررنگ برای امتحان کردن به شمار می‌رود.

مزیت‌های به کار بردن کار عمیق، آن‌قدر زیاد است که می‌توانیم به راحتی بگوییم: «به امتحانش می‌ارزد.» در این سری از مقاله‌ها به صورت گام‌به‌گام، شیوه انجام عمیق کارها و گرفتن بهترین بازخورد از زمانی که در اختیار داریم را دنبال می‌کنیم.

کار عمیق، بخشی از ظاهرسازی‌های نوستالژیک نویسندگان و فیلسوفان اوایل قرن بیستم نیست. بلکه ‏مهارتی است که امروزه ارزش زیادی دارد.‏

کال نیوپورت

کال نیوپورت

 

منظور از کار عمیق چیست؟ چرا باید به آن اهمیت بدهیم؟

کار عمیق، فعالیت‌های حرفه‌ای انجام شده در حالت تمرکز کامل و بدون حواس‌پرتی است که ‏توانایی‌های شناختی فرد را به بالاترین حد ممکن می‌رساند. اصطلاح کار عمیق، اولین بار توسط دکتر ‏‏«کال نیوپورت» که یک پروفسور علوم کامپیوتر است، به کار رفت.

استفاده از کار عمیق به شما کمک ‏می‌کند تا از استعداد و ظرفیت ذهنی‌تان بیشترین بهره را ببرید. سوال اینجا است که چرا با وجود ‏مزیت‌های غیرقابل انکاری که کار عمیق در اختیارمان قرار می‌دهد، ما باز هم به آن اهمیت زیادی ‏نمی‌دهیم؟ چرا بیشتر کسانی که می‌شناسیم، همیشه گرفتار هستند اما در عین حال، هیچ‌گاه برای ‏انجام کارهایشان زمان ندارند؟

در نقطه مقابل، چطور افراد موفق با صرف زمان یکسان، دو یا سه برابر ‏بیشتر از زمانی که ما تمام‌وقت در اختیار شغلمان هستیم، بهره‌وری دارند؟ به جرات می‌توان گفت که ‏تنها تفاوت بزرگ میان ما و آنها، کار عمیق است. دورانی که در آن زندگی می‌کنیم، سرشار از نرم‌افزار‌ها، اپلیکیشن‌ها و وب‌سایت‌های گوناگون است. هر ‏کدام از آنها با مزیت‌هایی که در اختیار ما می‌گذارند، حجم زیادی از زمان و حواس ما را به خود ‏اختصاص می‌دهند.

این ماجرا، در مقابل چیزی که از دست می‌دهیم، معامله عادلانه‌ای به شمار ‏نمی‌رود. کار عمیق، چیزی که باعث رشد و پیشرفت ما می‌شود، به تمرکز و تفکر یکپارچه نیاز دارد. در ‏حقیقت، استفاده از شبکه‌های اجتماعی، اپلیکیشن‌ها و بازی‌های آنلاین، زمان ما را قطعه قطعه ‏کرده‌اند.

چگونه عمق کارهایمان را زیاد کنیم؟

ادامه این مقاله و قسمت‌های بعد به پاسخ این پرسش اختصاص یافته است. در میان مسیر، ‏نمونه‌هایی از افرادی را مثال می‌زنیم که به شکل‌های گوناگون از کار عمیق در زندگی‌شان استفاده ‏کرده‌اند و اکنون صاحب جایزه‌هایی مانند نوبل، اسکار و افتخارهایی جهانی هستند. خبر خوب اینکه ما ‏نیز می‌توانیم با به کار بردن روش آنها موفقیت‌هایی مشابه و حتی بهتری را رقم بزنیم.

راه اول: روش عمیق‌تر شدن را اختصاصی کنید بهتر است همین الان با این واقعیت روبه‌رو شویم که هیچ نسخه خاصی برای انجام کار عمیق وجود ‏ندارد. بهترین و هوشمندانه‌ترین کار این است که روشی را مطابق با شرایط خاص خودتان انتخاب ‏کنید. برای شروع می‌توانید به چند روشی که در ادامه برایتان توضیح می‌دهیم، نگاهی بیندازید و از ‏آنها الگو بگیرید. البته می‌توانید بسته به نیاز و شرایطی که دارید این روش‌ها را با هم ترکیب کنید.‏

کفشی که اندازه پای کسی است، پای فرد دیگر را اذیت می‌کند؛ هیچ دستورالعملی برای زندگی کردن ‏که مناسب همه باشد وجود ندارد.‏

کارل یونگ

کارل یونگ

۱. کارهای کم‌عمق زندگی‌تان را شناسایی کنید

در این روش، ما با حذف کارهای کم‌عمق، زمینه را برای ایجاد کارهای عمیق فراهم می‌کنیم. برای استفاده از این روش باید هدف حرفه‌ای واضح و ارزشمندی برای دنبال کردن داشته باشید. تنها در آن صورت است که تلاش شما برای کم‌رنگ کردن کارهای کم‌عمق، سودمند خواهد بود. افراد مختلف، کارهای کم‌عمق متفاوتی دارند.

شما می‌توانید با یک بررسی دقیق و آگاهانه نسبت به فعالیت‌هایی که در طول روز انجام می‌دهید، بسیاری از کارهای کم‌عمق زندگی خود را پیدا کنید. شاید برای فردی که یک تاجر است، شرکت در جلسه‌هایی که می‌توانند بدون حضور او هم به خوبی انجام شوند، بزرگ‌ترین حجم کارهای کم‌عمق زندگی او را تشکیل بدهند یا برای یک دانشجو که در حال نوشتن پایان‌نامه دکتری است، حضور در شبکه‌های اجتماعی و همیشه آنلاین بودن، کارهایی کم‌عمق به شمار می‌روند.

پیدا کردن و حذف کارهایی که تمرکز و زمانتان را به راحتی می‌ربایند شما را از یک فرد معمولی به انسانی جهانی تبدیل می‌کند.

۲. از روش بای‌مودل در زمان‌بندی کار عمیق استفاده کنید

شاید شما هم داستان عزلت‌نشینی‌ «کارل یونگ» روان‌شناس و اندیشمند جهانی را شنیده باشید. بد نیست نگاهی کوتاه به این ماجرا بیندازیم.

در دهه ۱۹۲۰، زمانی که یونگ تلاش می‌کرد از موضع سخت‌گیرانه «زیگموند فروید» فرار کند، عزلت نشینی باقاعده‌ی را در یک خانه سنگی روستایی که در جنگلی خارج از شهر ساخته بود، شروع کرد؛ جایی که هر روز صبح، خودش را در یک اتاق کوچک زندانی می‌کرد تا بدون وقفه بنویسد. پس از آن برای شفاف شدن تفکراتش و آماده شدن برای نوشتن در روز بعد، مدیتیشن می‌کرد و در جنگل قدم می‌زد.

فرآیندی که کارل یونگ آن را به شکل یک برنامه روتین انجام می‌داد، همان چیزی است که ما آن را کار عمیق می‌نامیم. روشی که یونگ از آن برای انجام کارهایی عمیق استفاده می‌کرد، «بای‌مودال» (Bimodal) نام دارد.

این روش از شما می‌خواهد که زمانتان را تقسیم کنید، بخش مشخصی از آن را به کار عمیق اختصاص دهید و بقیه را برای سایر کارها بازها بگذارید. فردی که این رویکرد را دنبال می‌کند، در طول زمانی که کار عمیق را انجام می‌دهد، عملکردی شدید و بدون وقفه خواهد داشت. این تقسیم‌بندی بین زمان‌های عمیق و باز می‌تواند مقیاس‌های متفاوتی داشته باشد.

مثلا ممکن است این تقسیم‌بندی را لابه‌لای روزهای یک هفته گسترش دهید و با خودتان قرار بگذارید که ۳ روز در هفته را به کار عمیق اختصاص می‌دهید و زمان‌های خارج از این محدوده را صرف کارهایی با عمق کم ‌کنید. در این روش، کمترین واحد زمان کار عمیق، حداقل یک روز کامل است. پس نمی‌توانید یکی دو ساعت از زمانتان را به عنوان محدوده انجام کار عمیق در نظر بگیرید.

 کسانی که از روش بای‌مودل استفاده می‌کنند، تمرکز و بهره‌وری بسیار بالا را ارزشمند می‌دانند اما به ارزش‌هایی که از طریق رفتارهای کم‌عمق در زندگی‌شان ایجاد می‌شود نیز احترام می‌گذارند. وقتی این دوره‌های عدم دسترسی اطرافیانتان به شما، به خوبی تعریف و اعلام شوند و از طرفی، پیدا کردن شما خارج از این دوره‌ها آسان باشد، اطرافیانتان این حق را به شما می‌دهند که زمان‌هایی را برای انجام دادن کارهای عمیق در نظر بگیرید و کمی ناپدید شوید.

اگر نمی‌توانید سه روز در هفته از شبکه‌های اجتماعی، چک کردن صندوق ایمیل، دیدار با دوستان و تماشای برنامه‌های تلویزیونی دست بکشید و حضور خود را به یک مکان مشخص محدود کنید، به احتمال زیاد، این روش مناسب شما نخواهد بود.

مسیر آینده از درون خودمان می‌گذرد

همه ما دوست داریم آینده‌مان بسیار روشن‌تر از زمان حالمان باشد. این کار بدون تغییر آنچه که هستیم امکان‌پذیر نخواهد بود. با وجود آنکه عصر جدید با خودش حواس‌پرتی‌های زیادی را به ارمغان آورده است اما هنوز هم تنها راه حرکت واقعی و تغییر کردن، انجام کار عمیق است.

پاداش واقعی، تجربه پیروزی و ثروت به کسانی که خیلی حرفه‌ای در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند یا حتی یک پیام را بی‌پاسخ نمی‌گذارند داده نمی‌شود، پیروز واقعی این جریان، همان فردی است که خودش را از همه مشغله‌ها جدا کرده و خیلی عمیق روی نوشتن و مدیریت کدهایی که ما آنها را به شکل فیس‌بوک، اینستاگرام یا تلگرام می‌بینیم تمرکز کرده است.

  1. هوش مالی
  2. قانون جذب
  3. پولسازی‌
  4. روانشناسی ثروت
  5. ثروت هماهنگ چیست؟

بخش دوم: آشنایی با روش ریتمیک، روزنامه‌نگاری و تعیین یک معیار

زندگی ما با انبوهی از کارهای سطحی احاطه شده است؛ زندگی سطحی، احساس‌های سطحی، کارهای سطحی و پیشرفت‌های سطحی. تفاوت بین کار عمیق و کار سطحی مثل تفاوت بین شنا کردن و غواصی کردن است.

کسی که روی سطح آب شنا می‌کند، میدان دید زیادی ندارد، انرژی زیادی را مصرف می‌کند و تلاشش پر از هیاهو است. اما کسی که غواصی می‌کند، می‌تواند به چشم‌انداز بی‌انتهای زیر آب نگاه کند، در مقایسه با یک شناگر، انرژی کمتری بسوزاند و در کمترین هیاهو به پیش رود.

غواص، با فرصت تجربه ماجراهایی روبه‌رو است که شناگر هرگز روی سطح آب نمی‌تواند آنها را تجربه کند. باز کردن یک جای خالی برای انجام کار عمیق، زندگی ما را دگرگون خواهد کرد.

اگر می‌توانی رویای انجام کاری را داشته باشی، پس می‌توانی آن را انجام دهی.

Walt Disney

والت دیزنی

از روش ریتمیک در زمان‌بندی کار عمیق استفاده کنید

یکی دیگر از راهکارهای خوب برای شخصی‌سازی کار عمیق، جای دادن یک ریتم در زندگی‌تان است. این ‏روش بیان می‌کند که بهترین راه برای تجربه کارهای عمیق، تبدیل کردن آنها به عادت‌هایی منظم و ‏ساده است تا از این طریق، زمان و انرژی کمتری را صرف تصمیم‌گیری کنید و به سرعت وارد فاز کار ‏عمیق شوید.

اجازه بدهید برای روشن‌تر شدن ماجرا، یک مثال بزنیم. تصور کنید که ساعت‌های کاری ‏شما از ۸ صبح تا ۵ بعدازظهر ادامه پیدا می‌کنند. بدون شک، در این بازه زمانی نمی‌توانید فعالیت ‏فوق‌برنامه دیگری داشته باشید و فقط باید کارتان را تمام کنید. اگر در این میان بخواهید نوشتن یک ‏کتاب را آغاز کنید یا یک زبان خارجی را بیاموزید چه خواهید کرد؟

شاید بگویید: «عصرها وقتی از سر ‏کار به خانه برمی‌گردم می‌توانم آن کارها را انجام دهم.» اگر فاکتورهایی مانند خستگی، رسیدگی به ‏کارهای شخصی، حضور فعال و مفید در خانواده، مهمانی‌های غیرمنتظره، تلویزیون و مواردی از این ‏دست را – که در همان بازه زمانی ۵ تا ۱۲ شب، انجام می‌شوند – به طور کُل فاکتور بگیرید، حتما ‏می‌توانید به فعالیت‌های فوق برنامه خودتان برسید.

انجام چنین کاری – اگر نگوییم غیرممکن است – ‏خیلی سخت خواهد بود و در این میان، شاید مجبور شوید فعالیت‌های کم‌عمقی که برایتان ارزشمند ‏هستند و به شما انگیزه می‌دهند را کنار بگذارید.‏

‏ یکی از بهترین زمان‌هایی که می‌توانید آن را برای خودتان شخصی‌سازی کنید، صبح زود و پیش از ‏رفتن به سر کار است. این زمان بِکر، تنها از آن شما است. چون معمولا در ساعت ۴ یا ۵ صبح، همه ‏اهل خانه خواب هستند و کسی از شما انتظار ندارد کار خاصی را انجام بدهید.

گذشته از تمام این‌ها، ‏سکوت و آرامش بسیار زیادی که در این بازه زمانی پنهان شده است می‌تواند خیلی سریع، شما را وارد ‏فاز کار عمیق کند. بیدار شدن سر یک ساعت مشخص را به عنوان تعهدی بین خودتان در نظر بگیرید و ‏تمام تلاشتان را به کار بگیرید تا به آن پایبند باشید. چون در این صورت، این فعالیت به یک ریتم ‏ثابت در زندگی شما تبدیل می‌شود و آنگاه می‌توانید اثری که انجام منظم یک کار عمیق در زندگی‌تان ‏می‌گذارد را با چشمان خودتان ببینید. شاید روش ریتمیک نتواند به سطح عمیق ایجاد شده در طول ‏روش بای‌مودال دست پیدا کند، اما در عوض، با واقعیت طبیعت زندگی انسانی، سازگارتر است.

پیروزی متعلق به کسانی است که بیشترین پشتکار را داشته باشند. ناپلئون بناپارت

 

 

 

از روش روزنامه‌نگاری برای ایجاد کار عمیق بهره بگیرید

گاهی برنامه روزانه ما نظم مشخصی ندارد و ساعت‌های کاری‌مان تحت کنترل ما نیستند. در این ‏هنگام، حتی نمی‌توان از روش‌ ریتمیک برای عمیق کار کردن استفاده کرد چه برسد به روش‌ انزوا ‏طلبانه‌ی مانند بای‌مودال. در عوض می‌توان از روش «روزنامه‌نگاری» برای گرفتن بهترین نتیجه بهره ‏برد.

براساس این روش، شما زمان‌های خالی میان ساعت‌های کاری خود را شناسایی می‌کنید و هر ‏زمانی که می‌توانید کار عمیق را با زمان‌بندی‌تان تطبیق می‌دهید. علاوه بر این، کاری که می‌خواهید ‏خیلی عمیق به آن بپردازید باید برایتان مهم باشد و انگیزه زیادی برای انجام آن داشته باشید. ‏اجازه بدهید با یک مثال، این موضوع را روشن‌تر کنیم.

تصور کنید که شما به خاطر کارتان، زمان زیادی ‏را در اتوبوس به سر می‌برید. در این وضعیت، بهترین زمان برای جای دادن کار عمیقتان، زمان‌هایی ‏است که در اتوبوس نشسته‌اید. شاید در ابتدا این کار برایتان سخت باشد و وجود سروصداهای ‏اتوبوس به مانعی برای کار شما تبدیل شوند، اما اگر واقعا مشتاق به انجام کار خود باشید، می‌توانید ‏برای مشکلاتی که سر راهتان سبز می‌شوند هم راه چاره‌ای پیدا کنید.

مثلا می‌توانید در طول سفر به ‏موسیقی بی‌کلام گوش دهید تا هم تمرکزتان بالاتر برود و هم با سر و صدای اتوبوس کنار بیایید. ‏شاید بازه‌های زمانی که شناسایی کردید نامنظم و کوتاه باشند اما با گذشت زمان یاد می‌گیرید که ‏چطور ذهنتان را به سرعت وارد فاز کار عمیق کنید. فقط باید دست به کار شوید.‏

برای خودتان یک معیار سنجش در نظر بگیرید

تعیین یک معیار برای محافظت از کیفیتی که انتظار آن را می‌کشید می‌تواند سطح کار شما را همچنان ‏عمیق نگه دارد. انتخاب این معیار نیز به خودتان و سبک کار عمیقتان بستگی دارد.

مثلا اگر نویسنده ‏هستید یا نوشتن پایان‌نامه حسابی وقت شما را پر کرده است، می‌توانید معیاری مانند تعداد کلماتی ‏که در هر ۲۰ دقیقه تولید می‌کنید را در نظر بگیرید تا تمرکزتان را حفظ کنید. بدون این معیار، ذهنتان ‏به دنبال راه‌های فرار می‌گردد و مطمئن باشید که حتما آن را پیدا می‌کند.‏

اقتصاد اطلاعات و کار عمیق

عصری که در آن زندگی می‌کنیم، دوران فرمانروایی اطلاعات است. افراد موفق این روزگار، کسانی هستند که اطلاعات بیشتری در اختیار دارند. منابعی که ۱۰ سال قبل به عنوان مرجعی قطعی و بدون اشتباه مورد استفاده قرار می‌گرفتند، امروز ارزشی ندارند و حجم مثال‌های نقض کشف شده، آنها را به گوشه کتابخانه‌های قدیمی تبعید کرده است.

تنها راه هم‌قدم شدن با این جریان اطلاعات و ارزشمند ماندن در اقتصاد، تسلط بر هنر یادگیری مطالب پیچیده با سرعت زیاد است و این هدف، نیاز به کار عمیق دارد. در قسمت بعد، بخش جالب‌تری از تکنیک‌های رسیدن به کار عمیق را با هم یاد می‌گیریم. با ما همراه باشید.

به اشتراک گذاری

One Comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *