آشنایی با باورهای محدودکننده و تاثیر آن در زندگی

موضوع باور از جمله مباحثی است که تاثیر بسیار زیادی در کیفیت زندگی ما دارد. بیش‌تر ‏روانشناسان درباره این موضوع و اثرات مثبت و منفی آن بر زندگی اشخاص تحقیقات زیادی انجام ‏داده‌ و در مورد تاثیر آن بر کیفیت زندگی افراد تاکید زیادی دارند. تحقیقات علمی نشان می‌دهد ‏موفقیت و شکست رابطه مستقیم با باورهای فرد دارند.

افراد موفق و ثروتمند دارای باورهای بسیار ‏قوی و خوبی هستند. اما از سوی دیگر، افراد شکست‌خورده باورهای محدودکننده زیادی در ذهن‌شان ‏دارند. به عبارت دیگر، از جمله موارد مهم و حیاتی که باعث می‌شود تا فرد موفق شود یا به ‏موفقیت، ثروت، خوشبختی و آرامش نرسد، باورهای محدود کننده‌ای است که به دلیل محیط، ‏خانواده، آموزش، رسانه در ذهن او شکل گرفته است‎.

  1. باورها و افکاری که مانع از افزایش ثروت شما می‌شود
  2. خودباوری چیست؟ چگونه به خودباوری برسیم؟
  3. باورهای بنیادی چه چیزهای هستند؟

بیش‌تر خانواده‌ها نا‌آگاهانه برچسب‌هایی به کودکان و نوجوانان خود می‌چسبانند که همین امر باعث ‏ایجاد باورهای محدودکننده در آن‌ها می‌شود و زندگی و آینده آن‌ها را تحت شعاع قرار می‌دهد‎.
به عنوان مثال بیش‌تر خانواده‌ها عادت دارند بدون توجه به استعدادهای کودکانشان، آن‌ها را با ‏دیگران مقایسه کنند و احساس عدم لیاقت را در آن‌ها به وجود بیاورند. این افکار همراه کودک رشد ‏می‌کند و زمانی که فرد به سن نوجوانی و جوانی رسید این اندیشه‌ها تبدیل به باور او می‌شوند و ‏زندگی‌اش را تحت کنترل خود می‌گیرند‎.

اگر شما هم با باورهای محدود کننده‌ای بزرگ شدید که بر زندگی‌تان تاثیر منفی گذاشته، اصلا نگران ‏نباشید زیرا می‌توان این باورها را تغییر داد و در جهت مثبت به کار برد‎.

اولین قدم برای از تغییر این باورهای محدودکننده شناسایی آن‌هاست. تا زمانی که شما با این باورها ‏آشنا نباشید نمی‌توانید آن‌ها را تغییر داده یا از بین ببرید. پس قدم اول و مهم این است که بتوانیم ‏باورهای محدود کننده را تشخیص دهیم و در قدم بعدی راهکارهایی برای درمان و گذر از این نوع باورها ‏بیاموزیم‎.

راه پیدا کردن باورهای محدود کننده‎

همان‌طور که اشاره کردیم قدم اول برای از بین بردن و تغییر باورهای محدود کننده شناسایی ‏آن‌هاست. ما وقتی بتوانیم باورهای محدود کننده خودمان را شناسایی کنیم قدم بزرگی در راه تغییر ‏آن‌ها می‌توانیم برداریم‎.
من به شما راهکاری خواهم آموخت که می‌توانید به کمک آن، باورهای منفی‌تان را شناسایی کنید و ‏سپس به فکر جایگزین کردن باورهای خوب و درست باشید‎.

ابتدا زندگی خودتان را مورد بررسی قرار دهید. فکر می‌کنید در چه زمینه‌ای به حد کافی موفق ‏نبودید. به عنوان مثال اگر هنوز نتوانستید شغل مناسب خودتان را پیدا کنید، بدون شک باورهای ‏محدود کننده‌ای در این زمینه در ذهن‌تان دارید که جلوی پیشرفت شما را گرفتند‎.
شاید این باورهای اشتباه‌تان در لیست پایین که برایتان آماده کردم، قرار داشته باشند:‏‎

  • من به حد کافی توانایی برای انجام هیج کاری ندارم‎.
  • مگه می‌شه بدون پارتی کار پیدا کرد
  • فرصت شغلی تو جامعه ما زیاد نیست
  • همه جا فقط آشناهای خودشون رو استخدام می‌کنند
  • ‎فرصت شغلی برای آقایون خیلی وجود نداره و بیش‌تر خانم‌ها رو انتخاب می‌کنند
  • من دست و پا چلفتی‌ام و نمی‌تونم هیچ‌وقت کارها رو درست انجام بدم

و موارد مشابه این جملات که شاید در ذهن بسیاری از افرادی که موفق به یافتن شغل مناسب‌شان ‏نشده‌اند، وجود داشته باشد‎.
برای این‌که بتوانید این باورها را از بین ببرید و با باورهای درستی در ذهن خود ایجاد کنید.

در قدم ‏اول همان‌طور که اشاره کردیم، ابتدا باید مشخص کنید در کدام جنبه زندگی دچار مشکل هستید. ‏عاطفی، شغلی و … سپس باورهای محدود کننده‌ای که در این زمینه دارید را بنویسید. در قدم بعدی ‏با راهکارهای تغییر باور آن‌ها را با باورهای درست جایگزین کنید‎.

در ادامه چند مورد از مهم‌ترین باورهای محدود کننده را با هم مرور می‌کنیم و برای هر کدام از این ‏موارد راهکارهایی یاد می‌گیریم.‏‎

باور محدود کننده شماره یک: من به اندازه کافی خوب نیستم‎

این باور شاید فراگیرترین باوری باشد که من تا به حال با آن رو به رو شدم. بیش‌تر افرادی که پای ‏صحبت‌های آن‌ها نشستم یا آن‌ها را می‌شناسم، خودشان را به حد کافی دوست ندارند و فکر می‌کنند که ‏لیاقت داشتن یک زندگی خوب و موفق را ندارند‎.‎‏ این گروه از مردم فکر می‌کنند که دیگران نسبت به ‏آن‌ها بهتر هستند، خودشان را پایین‌تر از دیگران تصور می‌کنند و همیشه آماده هستند تا به خود ‏برچسب بچسبانند..‏‎.

در اغلب اوقات این نوع افکار ریشه در کودکی شخص دارد‎. به عنوان مثال او در مدرسه یا خانواده جملات زیر یا مشابه آن‌ها را شنیده است و در مرور زمان ‏این نوع جملات در ذهنش تثبیت شده و باعث ایجاد احساس عدم لیاقت در فرد شده است‎:

  1. ‎تو همیشه کارها رو خراب می کنی‎.
  2. از عهده یه کار کوچولو هم برنمیایی‎.
  3. تو بی‌سلیقه، زشت، بی‌ادب یا … هستی‎!
  4. تو همیشه آبروی ما رو می‌بری‎.
  5. هیچکاری رو نمی‌شه به تو سپرد‎.
  6. ‎کاش کمی زرنگ‌تر، باهوش‌تر، باعرضه‌تر و … بودی‎!
  7. تو آینده خوبی نداری و هیچی نمی‌شی‎.
    و …

بیش‌تر افرادی که در بزرگسالی عزت‌نفس کافی ندارند یا از باور ناشایستگی و عدم لیاقت رنج ‏می‌برند، در کودکی مورد سرزنش خانواده یا اطرافیان قرار گرفتند. اما شما باید با این حقیقت رو به ‏رو شوید که این جملات فقط برچسب‌هایی هستند که دیگران به شما چسبانده‌اند و مثل زنجیرهایی ‏دست و پای شما را بسته‌اند‎.‎‏ این جملات واقعیت شما را توصیف نمی‌کنند، پس نباید آینده‌تان را طبق ‏آن‌ها بسازید.

البته ما به دنبال پیداکردن مقصر نیستیم. بلکه مسئولیت کامل زندگی‌مان را بر عهده می‌گیریم و به خوبی می‌دانیم که هر اتفاقی در کودکی یا گذشته ما افتاده، مهم نیست بلکه نکته مهم این است که ما خودمان برای زندگی و تغییر افکار و باورهایمان چه قدمی برمی‌داریم. شما باید تلاش کنید تا رابطه‌تان را با خود درونی‌تان بهبود ببخشید و برچسب‌هایی که دیگران به شما چسباندند را دور بریزید.

با خودتان تکرار کنید که آن جملات و برچسب‌ها خود واقعی شما نیستند. همه ما استعدادهای خاص خودمان را داریم و می‌توانیم در زمینه مخصوص به خودمان بهترین باشیم. اگر کسی دیرتر از بقیه لباس می‌پوشد یا در زمینه ریاضی استعداد ندارد، دلیل نمی‌شود که احساس کند به حد کافی خوب نیست! بدون‌شک این فرد در زمینه‌ی دیگر استعداد دارد.

شاید نویسنده یا روانشناس یا شاعر یا شیمی‌دان خوبی باشد. به هر حال به دلیل این‌که در یک زمینه استعداد نداریم نباید تمام وجود خودمان را مورد هدف قرار داده و سرزنش کنیم. بهترین راهکار برای رهایی از عدم لیاقت، این است که اعتماد به نفس خود را بالا ببریم و بر روی نقاط مثبت خود تمرکز کنیم.

اگر شما در زمینه موسیقی، نقاشی، آشپزی یا هر زمینه دیگری استعداد دارید باید به آن توجه کرده و به دنیال علاقه و استعدادتان بروید.
فراموش نکنید که افراد موفق در همه زمینه‌‌ها مهارت ندارند. بلکه فقط در زمینه خاص خودشان به استعدادشان توجه کردند و آن را پرورش دادند. به عنوان مثال یک اهنگساز موفق اگر به این فکر می‌کرد که چرا در زمینه ریاضی موفق نیست، نمی‌توانست استعداد خاص خودش را پرورش داده و پیشرفت کند.

راه‌هایی برای افزایش اعتماد به نفس

همان‌طور که قبلا اشاره کردیم، هر کدام از ما استعدادها و ویژگی‌های خاص خودمان را داریم. برای ‏این‌که توانایی‌ها و استعدادهای خودمان را کم‌تر از دیگران تصور نکنیم و احساس عدم لیاقت نداشته ‏باشیم، باید روی خوبی‌هایمان تمرکز کنیم.

شما باید سعی کنید استعداد خودتان را بشناسید و برای پرورش آن تلاش کنید‌. همچنین دور خاطرات ‏بد را خط کشیده و فقط روی خاطرات خوب تمرکز کنید. ذهن ما به طور طبیعی دوست دارد ‏خاطرات بد یا سرزنش‌ها و شکست‌هایمان را به یاد بیاورد. به عنوان مثال اگر در گذشته کسی ما را ‏تحقیر کرده یا در پروژه‌ای شکست خورده‌ باشید، ذهن شما دوست دارد آن خاطره را یادآوری کند.‏

اما بهترین کار برای تغییر ذهن این است که تمرکزمان را از خاطرات بد برداشته و به سمت ‏خاطرات خوب ببریم. اگر کسی از ما و ویژگی‌های خوب‌مان تعریف کرده یا در انجام پروژه‌ای ‏موفق عمل کردیم و… تا حد امکان آن را مرور کنیم و در دفترچه یادداشت‌مان بنویسیم. همچنین از ‏دیگر تمرین هایی که باعث می شود تا خودمان را بیش‌تر دوست داشته باشیم این است که هر روز ‏نقاط مثبت خودمان را در دفتری نوشته و هر صبح و شب آن را مرور کنیم‎.

  1. با استفاده از این راهکارها اعتماد به نفس‌تان را افزایش دهید
  2. اعتماد به نفس چیست؟ راه‌های افزایش اعتماد به نفس

اگر در زمینه خاصی استعداد دارید یا ویژگی‌های اخلاقی خوبی مثل مهربانی و … دارید، حتما آن‌ها ‏را مکتوب کنید. هر روز هر ویژگی مثبت جدیدی که از خودتان به ذهن‌تان می‌رسد یا اگر تعریفی از ‏کسی می‌شنوید به این لیست اضافه کنید. این کار می‌تواند تا حد زیادی اعتماد به نفس شما را بالا ببرد ‏و این باور محدود‌کننده را که به حد کافی خوب نیستید تغییر دهد‎.
وقتی این باور محدودکننده را تغییر دهید، بیش‌تر از قبل می توانید به فردی موفق‌ و شاد تبدیل شوید‎.

باور محدود کننده شماره دو: من بدشانس هستم‎

از دیگر باورهای محدودکننده که باعث می‌شود افراد درجا بزنند و زندگی خوبی نداشته باشند، اعتقاد ‏به بدشانس بودن است‎.
از آن‌جایی که باورهای ما تبدیل به حقیقت زندگی‌مان می‌شوند، فرقی ندارد ما خودمان را بدشانس یا ‏خوش‌شانس بدانیم، درهر صورت جهان تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد تا به ما ثابت کند، آن باور ‏درست است.

زمانی‌که اتفاق بدی در زندگی‌مان می‌افتد، بعضی از ما سریع می‌گوییم: دیدی دیدی من می‌گفتم آدم ‏بدشانسی‌ام و شانس ندارم، بهتون ثابت شد که درست می گفتم!‏ اما به این نکته مهم توجه نداریم که چون از قبل باور بدشانسی را در ذهن‌مان تقویت کرده بودیم، به ‏همین دلیل این اتفاق بد برای ما افتاد. اگر به خوش‌شانسی اعتقاد داشتیم، بدون شک اتفاقات خوب ‏سمت ما می‌آمد.‏

به عنوان مثال، می‌توانم به دو خواهر اشاره کنم که دوقلو هستند. یکی از آن‌ها معتقد است که شانس ‏خوبی دارد و همیشه افراد خوب سر راه او قرار می‌گیرند. اما خواهر او همیشه فکر می‌کند دنیا به او ‏پشت کرده و بیش‌تر آدم‌ها دروغ‌گو و خیانت‌کار هستند‎.

نکته قابل توجه در داستان این دو خواهر این است که خواهری که باور مثبت دارد، همیشه با افراد ‏خوب و مهربان رو به رو می‌شود و هر گره‌ای که در زندگی داشته باشد، به آسانی حل می‌شود اما ‏فرد دیگر، بیش‌تر اوقات درگیر شکایت از افرادی است که سر او کلاه گذاشته‌اند یا با احساسات او ‏بازی کرده‌اند. در حقیقت زندگی هر کدام از آن‌ها، نشان‌گر باورهایشان است‎.



وقتی شما به دلایل مختلفی خودتان را بدشانس خطاب کنید؛ مطمئن باشید که دنیا نیز دست به دست ‏هم می‌دهد تا به شما ثابت کند فردی بدشانس هستید. هر روز بدشانسی بیش‌تر از دیروز در خانه شما ‏را می‌زند و دردسرهای بیش‌تری برای شما به وجود می‌آید‎.
شاید اگر یک روز جلسه‌ی مهمی داشتید، خودروتان خراب شد، دیر به اتوبوس رسیدید، یا حتی ‏خواب ماندید؛ بگویید‎:
‎_‎دیدی من بدشانسم! چرا باید امروز ماشینم خراب شه یا خواب بمونم‎.

اما این موضوع می‌تواند به دو دلیل اتفاق افتاده باشد. یکی از این دلایل این است که شما همیشه تاکید ‏بر بدشانس‌ بودن‌‌تان دارید و دنیا نیز دست به دست هم می‌دهد تا به شما ثابت کند بدشانس هستید. ‏البته گاهی نیز صلاح ما در آن تاخیر و اتفاق است. مثل مسافری که از پرواز خود جا ماند اما ‏هواپیما سقوط کرد و همه مسافران به غیر از او کشته شدند‎.‎‏ پس ما نباید اتفاقات زندگی‌مان را به ‏شانس ربط دهیم بلکه این اتفاق یا به دلیل باورهای ذهنی ما پیش آمده یا این که صلاح ما در آن ‏پیشامد بوده است.

بهترین راهکار برای این که این باور محدودکننده‌تان را تغییر دهید این است که بر روی هر اتفاقی ‏برچسب بدشانس بودن نزنید و همچنین مراقب جملات و افکاری که در این‌باره به ذهن‌تان می‌رسد، ‏باشید. ‏

سعی کنید در جملات خود از واژه ” من بدشانس هستم یا من همیشه بدشانسی می‌آورم” استفاده نکنید. ‏و به جای آن از عبارات مثبت مانند این عبارات و جملات تاکیدی استفاده کنید:‏

  • ‏من آدم خوش شانسی هستم
  • دست به هرکاری بزنم، موفق می‌شوم
  • خدا همیشه انسان های خوب را در مسیر زندگی من قرار میدهد
    ‏و جملات مشابه این‌ها

اگر جملات خود را تغییر دهید و از جملات مثبت استفاده کنید به تدریج باورهای شما نیز تغییر ‏خواهد کرد و باورهای جدیدی در زندگی‌تان به وجود خواهد آمد. ‏
البته در کنار استفاده از جملات مثبت، بهتر است خاطراتی را مرور کنید که به نظر خودتان در آن ‏موقعیت خوش شانس بوده‌اید. حتی اگر یک مورد را به خاطر می‌آورید، همان خاطره را بارها و ‏بارها مرور کنید تا تبدیل به باور شما شود و از صحبت کردن و فکر کردن درباره اتفاقاتی که آن‌ها ‏را به بدشانسی ربط می‌دهید، کاملا دوری کنید.

تا این‌جا درباره قدرت باور و دو بار محدودکننده قوی با یک‌دیگر صحبت کردیم. در مقاله بعدی به ‏بررسی چند باور محدودکننده دیگر و راهکارهایی برای رهایی از این نوع باورها خواهیم پرداخت.‏

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *