کمال‌ گرایی، قاتل پنهان موفقیت و خوشبختی

کمال‌ گرایی از جمله مباحثی است که درباره آن اختلاف نظرهای وجود دارد. از نظر بعضی افراد کمال‌ گرا بودن خوب است زیرا به ما کمک می‌کند تا در بهترین حالت ممکن قرار بگیریم و یک زندگی ایده‌آل داشته باشیم. بسیاری از والدین در روش تربیتی خود سعی می‌کنند فرزندان کاملی تربیت کنند. مثلا کودک خود را تحت فشار قرار می‌دهند تا بهترین نمره کلاس باشد یا حتی به کودکان‌شان اجازه اشتباه کردن نمی‌دهند و موارد مشابه این‌ها. حتی در محیط آموزشی نیز بعضی از معلم‌ها به بچه‌ها یاد می‌دهند کامل باشند.

اما عده‌ای هم مخالف این کار هستند و معتقدند این ویژگی باعث می‌شود ما در انجام کارها یا دنبال کردن اهداف‌مان دچار مشکل شویم و به ما استرس وارد شود.

شاید شما هم از آن دسته آدم‌هایی باشید که دوست دارید همه کارها را بدون عیب و نقص انجام دهید. مثلا اگر پروژه‌ای به شما بسپارند تمام تلاش‌تان را به کار می‌گیرید تا  آن را  به بهترین حالت ممکن انجام دهید. تلاش برای درست انجام دادن کارها نه تنها بد نیست بلکه خوب است اما اگر به خاطر این ویژگی، کارهایتان را همیشه نیمه تمام می‌گذارد و نمی‌توانید آن‌ها را به پایان برسانید، این یک زنگ هشدار برای شماست.

کمال طلبی یعنی این‌که از خودمان و دیگران انتظار داشته باشیم کیفیت عملکردشان، فراتر از چیزی باشد که واقعاً به اقتضای شرایط، لازم و ضروری است.

حتی ممکن است به خاطر این ویژگی‌تان ازدواج نکردید چون فکر می‌کنید باید همه شرایط بدون کم و کاست مهیا باشد و از سوی دیگر نتوانستید فردی پیدا کنید که از همه لحاظ مناسب شما باشد. اگر بخواهم به صورت اجمالی به ویژگی افراد کمال‌گرا اشاره کنم می‌توانم به؛

  • تمایل به انجام کارها بدون هیچ عیب و نقصی
  • ترس از شنیدن انتقاد
  • ترس از بازنده بودن
  • ترس از اشتباه کردن
  • ترس از نارضایتی دیگران
  • استفاده زیاد از کلمه باید
  • ناتمام گذاشتن اکثر پروژه‌ها و برنامه‌‍‌‌‌ها

اشاره کنم.  

اگر فکر می‌کنید شما هم یک کمال‌گرا هستید باید به شما بگویم که متاسفانه کمال‌گرا بودن نه تنها خوب نیست بلکه باعث ایجاد مشکلات زیادی در زندگی‌تان می شود.

البته خبر خوب این است که من هم یک کمال‌گرای حرفه‌ای بودم، اما توانستم این مساله را حل کنم و یاد بگیرم در کنار تلاش برای پیشرفت و درست انجام دادن کارها، کمال‌گرا نباشم. افراد دیگری هم می‌شناسم که دست از این تله ذهنی کشیدند و در حال حاضر موفق‌تر از گذشته خود هستند. پس شما هم با آگاهی درباره اثرات منفی کمال‌گرایی و یادگیری راهکارهایی برای حل آن، می‌توانید تغییرات مثبتی در زندگی‌تان ایجاد کنید

 ابتدا با هم بررسی خواهیم کرد که ” کمال‌گرایی چه مشکلاتی برای شما ایجاد می کند”، سپس راهکارهایی برای حل آن یاد می‌گیریم.

کمال‌گرایی، قاتل اعتماد به نفس است

از جمله بزرگ‌ترین مشکلاتی که افراد کمال‌گرا به آن مبتلا هستند این است که اعتماد به نفس کافی ندارند. زیرا بیش‌تر اوقات در حال سرزنش خود هستند و احساس می‌کنند به حد کافی نتوانستند خوب عمل کنند. این افراد به صورت وسواسی دوست دارند همه کارها را بی‌عیب و نقص انجام دهند به خاطر همین وقتی موفق به انجام این کار نمی‌شوند، اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند.

خانم خانه‌داری را می‌شناسم که دوست دارد همیشه همه چیز در جای خود قرار بگیرد و هیچ مشکلی در خانه وجود نداشته باشد. به همین خاطر، وقتی قرار باشد مهمان به خانه آن‌ها برود، او از چند روز قبل به شدت کار می‌کند تا به عالی‌ترین شکل ممکن آماده شود. یادم می‌آید یک روز وقتی مهمان داشت، دو لکه روی اجاق گازش دید و شروع به تخریب خودش کرد.

من همیشه اشتباه می‌کنم. اصلا بلد نیستم درست خونه تمیز کنم و …

در حالی‌ که همه جای خانه از تمیزی برق می‌زد، او به خاطر دو لکه خودش را زیر سوال می‌برد. این نوع رفتار به شدت اعتماد به نفس فرد را تحت شعاع قرار می‌دهد و باعث می‌شود که احساس بدی نسبت به خودش داشته باشد.

جلوی رشد شما را می‌گیرد

کمال‌گرایی نه تنها اعتماد به نفس شما را کم می‌کند، بلکه اجازه پیشرفت به شما نمی‌دهد. زیرا شما همیشه تمایل دارید که کارهایتان را به بهترین شکل انجام دهید. وقتی می‌بیننید که این کار شدنی نیست، به همین دلیل دیگر سراغ انجام آن کار نمی‌رویم.

دوستی داشتم که معتقد بود که باید کار را به کامل‌ترین شکل ممکن انجام دهد یا اصلا سراغ آن کار نرود. به همین دلیل او سراغ انجام کارهاش نمی‌رفت و بعد از مدتی بیکار شد.

آدم‌های موفق زیادی می‌شناسم که با اینکه کمال‌گرا نیستند اما توانستند پیشرفت کنند و به جایگاه خوب برسند. در نقطه مقابل، افرادی هم می‌شناسم با وجود استعداد زیاد به دلیل کمال‌گرایی جلوی رشد خود را گرفتند و هنوز درجا می‌زنند. البته منظور من این نیست که کارهایتان را خوب انجام ندهید و کم کاری کنید. منظور من این است در بسیاری از کارها نیاز به بهترین بودن نیست می‌توان با وجود متوسط رو به بالا بودن ادامه داد و هر روز رشد کرد و بهتر شد.

به عنوان مثال، اگر زبان انگلیسی را به خوبی بلدید اما تدریس نمی‌کنید زیرا می‌خواهید زمانی سراغ تدریس بروید که مانند یک شهروند بومی انگلستان، به بهترین شکل انگلیسی صحبت کنید، هیچ‌وقت معلم زبان نخواهید شد. اما اگر شما با دانش فعلی‌تان خودتان را در محیط کاری قرار دهید می توانید پیشرفت کنید و روز به روز بهتر شوید.

باعث افسردگی‌تان می‌شود

از آن‌جایی که شما به دلیل کمال‌گرایی اعتماد به نفس‌تان را از دست می دهید، و در جایگاه واقعی‌تان هم قرار نمی‌گیرید، همه این‌ها دست به دست هم می‌دهند تا حال روحی‌تان خوب نباشد.

در حقیقت چون شما می‌خواهید کارها را به بهترین شکل انجام دهید، اما بیش‌تر اوقات به این هدف خود نمی‌رسید. حتی گاهی چون می‌خواهید یا صد باشید یا صفر، و چون صد همیشه ممکن نیست، سراغ صفر می‌روید و هیچ کار انجام نمی‌دهید. این شرایط دست به دست هم می‌دهند و دچار سرخوردگی و شرایط روحی بد می‌شوید.

وقتی سعی کنید دست از کامل‌ بودن بردارید و مثل بیش‌تر افراد موفق به صورت متوسط رو به بالا کارهایتان را پیش ببرید، کم‌کم روحیه‌تان بهتر می‌شود. علاوه بر مواردی که در بالا ذکر کردیم، کمال‌گرایی اثرات منفی دیگری هم دارد که از مهم‌ترین آن‌ها می توان به این موضوع اشاره کرد که این  افراد بیشتر اوقات تنها می‌مانند و نمی‌توانند دوستان خوبی برای خود پیدا کنند و شاد نیستند.

در همین رابطه مطالعه کنید:

  1. اعتماد به نفس چیست؟

افراد کمال‌گرا تمایل دارند همه کارهای خود را به صورت وسواسی و به بهترین شکل ممکن انجام دهند، آن‌ها از انتقاد می‌ترسند و همچنین نمی‌خواهند بازنده بودن را تحمل کنند. همین ویژگی‌ها باعث می‌شود این افراد تنها بمانند، دچار افسردگی شوند، اعتماد به نفس کافی نداشته باشند و نتوانند استعدهایشان را شکوفا کنند.
اما اگر این حالت باعث شود ما پروژه‌هایمان را ناتمام بگذاریم، دیر تحویل دهیم یا با کوچک‌ترین ایرادی که دیگران از کارمان می‌گیرند دچار ناراحتی شدید شویم، و هیچ‌وقت هم از خودمان راضی نباشیم، نه تنها خوب نیست بلکه باید هر چه زودتر آن را درمان کنیم.

این راهکارها به شما کمک خواهد کرد تا دست از کمال طلبی بردارید و رضایت و خوشبختی بیش‌تری در زندگی‌تان تجربه کنید:

قبول کنید که کمال‌گرا هستید

قدم اول این است که کمال‌گرا بودنتان را بپذیرید. بیش‌تر افراد دوست ندارند این حقیقت را بپذیرند و اصرار دارند بگویند آن‌ها کمال طلب نیستند بلکه فقط می‌خواهند کارهایشان را دقیق و عالی انجام دهند.
اما اگر ویژگی‌های افراد کمال‌گرا  درباره شما صدق می‌کند، پس باید دست از کلاه گذاشتن بر سر خودتان بردارید. پاسخ این سوالات می‌تواند به شما کمک کند:

  • آیا بیش‌تر پروژه‌هایتان ناتمام می‌ماند یا از ترس اشتباه کردن سراغ کاری نمی‌روید؟
  • وقتی کسی از شما و کارتان انتقاد می کند، به شدت ناراحت می‌شوید؟
  • با وجود این که با تمام وجود تلاش کردید اما باز هم راضی نیستید و خودتان را سرزنش می‌کنید؟
  • به خاطر استانداردهای بالا یا ترس درونی، دوستان زیادی ندارید؟
  • سراغ انجام کاری نمی‌روید و اگر رفتید دوست دارید بدون هیچ عیب و نقصی آن کار را انجام دهید؟

اگر پاسخ شما به این سوالات مثبت است باید با این حقیقت را بپذیرید شما کمال‌گرا هستید. پذیرش این موضوع مهم‌ترین قدم است زیرا به شما کمک می‌کند به دنبال راه‌حل باشید.

استانداردهایتان را بررسی کنید

بیش تر استانداردهایی که افراد کمال‌گرا برای زندگی‌شان تعیین کردند، غیرواقعی و سخت‌گیرانه است. من تا چند سال پیش از جمله افرادی بودم که استانداردهای عجیب و غریبی داشتم.
به عنوان مثال اصلا دوست نداشتم کسی غیر از خودم ظرف‌ها را بشورد چون فکر می‌کردم کار دیگران به حد کافی خوب نیست. استاندارد من برای ظرف شستن این بود که همه آن‌ها باید از تمیزی برق بزنند. یا این‌که همیشه با یکی از دوستانم بحث می‌کردم چون او بعد از نوشیدن چایی لیوانش را در سطل نمی‌انداخت و همچنین کفش‌هایش را در جاکفشی نمی‌گذاشت! حتی یادم می‌آید وقتی نمره‌ای کم‌تر از بیست می‌گرفتم دنیا روی سرم خراب می‌شد و تمام تلاش‌هایم را نادیده می‌گرفتم و فقط به فکر نمره از دست داده‌ام بودم.

راستش را بخواهید یک روز از دست خودم و استانداردهایم خسته شدم

در حالی‌که خیلی از دوستانم هیچ کدام از این استانداردها را نداشتند اما شاد و موفق بودند؛ من با موضوعات پیش پا افتاده‌ای مثل لکه‌های بشقاب، کفش‌هایی که در جاکفشی نبودند یا نیم نمره‌ی از دست رفته، درگیر بودم. از روزی که فهمیدم می‌توانم کمی این استانداردها را متعادل کنم، حالم بهتر شد. اگر استانداردهایتان شبیه مواردی است که من داشتم، بدون‌شک باید در آن‌ها تجدید نظر کنید زیرا قاتل شادی شما هستند.

  • به خودتان اجازه اشتباه بدهید و از آن‌ها درس بگیرید.
  • تا زمانی‌که به خاطر ترس از اشتباه و شکست هیچ‌کاری انجام ندهید، شما یک شکست خورده واقعی هستید.

فراموش نکنید هیچ انسانی کامل به دنیا نمی‌آید. همه ما در کودکی برای این‌که بتوانیم قدم‌های اول را برداریم شاید بارها زمین خوردیم. حتی کلمات را بارها اشتباه تلفظ کردیم تا بزرگ‌تر شدیم و حرف زدن یاد گرفتیم. بنابراین اشتباه کردن نه تنها بد نیست بلکه باعث می شود ما بهتر یاد بگیریم. البته منظور من این نیست که در کارهایمان بی‌دقت باشیم و عمدا اشتباه کنیم.

من از اشتباهاتی صحبت می‌کنم که در مسیر رسیدن به اهداف‌مان ممکن است پیش بیایند.

مثلا کسی که زبان دوم یاد می‌گیرد تا وقتی در کلاس صحبت نکند و استاد از تلفظ و یا گرامر اشتباه او ایراد نگیرد، نمی‌تواند به خوبی صحبت کند.
در حقیقت ما اگر می‌خواهیم رشد کنیم باید خودمان را در شرایط قرار دهیم. بهترین بازیگر سینما هم بدون‌شک در گذشته دچار اشتباه شده، یا یک نویسنده ماهر از ابتدا به عالی‌ترین شکل نمی‌نوشت، یا یک برنامه‌نویس، روانشناس و … این افراد از اشتباهات‌شان درس گرفتند و توانستند موفق شوند.

‏جشن گرفتن موفقیت‌ها اصلا کار بدی نیست؛ اما درس گرفتن از شکست‌هایی که منجر به این موفقیت شده‌اند، بسیار مهم‌تر است.

بیل گیتس


به سراغ زندگی افراد موفقی بروید که کمال‌گرا نیستند

یکی دیگر از راهکارهایی که می‌تواند به شما کمک کند دست از کمال‌گرایی بردارید، مطالعه زندگی افراد موفقی است که کمال‌گرا نیستند.
ذهن شما می‌خواهد با بهانه‌های مختلف جلوی پیشرفت و شادی شما را بگیرد.
مثلا به شما می‌گوید که برای موفقیت حتما باید از هر لحاظ کامل باشید. برای این که این نوع باورها را تغییر دهید، باید مثال‌هایی در نقض این ادعا پیدا کنید.
مثلا سراغ زندگی افراد موفقی بروید که از همان شروع کارشان بهترین نبودند اما تلاش کردند تا هر روز بهتر و بهتر شوند.
به عنوان مثال جی کی رولینگ نویسنده آثار هری پاتر قبل از چاپ آثارش، بارها نوشته‌هایش توسط ناشرها رد شد. اما او دست از تلاش خود برنداشت. اگر ما با اولین چراغ قرمزی که در زندگی‌مان می بینیم دست از تلاش برداریم، بدون شک محکوم به شکست خواهیم بود.

نتیجه گیری

 در پایان دوباره تاکید می‌کنم، این که ما بخواهیم عالی باشیم و کارهایمان را به بهترین شکل انجام دهیم  نه تنها بد نیست بلکه باعث پیشرفت ما می شود اما به شرطی که این خواسته مثل زنجیر به دست و پای ما بسته نشود و جلوی پیشرفت ما را نگیرد.  کمال‌گرایی شبیه زنجیری است که اجازه نمی‌دهد شما رشد کنید و شاد باشید، پس از همین امروز تصمیم بگیرید این زنجیر را پاره کنید.

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *