خیلی محکم، نه بگویید! – قسمت ۴

گام به گام استفاده از واژه «نه»

انسان‌ها به هم احتیاج پیدا می‌کنند. این یکی از قوانین نانوشته زندگی روی کره زمین است. کمک کردن و کمک گرفتن، فرایندهایی برای بهتر زندگی کردن و رهایی از مشکلات به شمار می‌روند. اما همیشه نمی‌توان به درخواست دیگران پاسخ مثبت داد. چون گاهی نمی‌توانیم و گاهی هم نمی‌خواهیم بر اساس سخن دیگران دست به عمل بزنیم. در این‌جور مواقع است که ترفندهای نه گفتن به دادمان می‌رسند. در قسمت پایانی، به ادامه راهکارهای تقویت مهارت نه گفتن می‌پردازیم.

» راهکار پنجم: تفاوت نمی‌توانم و نمی‌خواهم را درک کنید

هیچ دقت کرده‌اید که ما چطور ناآگاهانه از واژه «نمی‌توانم» استفاده می‌کنیم؟ تصور کنید من از شما می‌خواهم کاری را برایم انجام دهید. اما شما تمایلی به انجامش ندارید؛ حالا این عدم تمایل را چگونه ابراز می‌کنید؟ خیلی ساده، می‌گویید: «نمی‌توانم». نمی‌توانم، یعنی از نظر جسمی، ذهنی و مالی توانایی انجام آن کار را ندارم.

آیا واقعا این چنین است؟ البته که نه. اما با این وجود، خیلی راحت در پاسخ به درخواست‌های دیگران می‌گوییم نمی‌توانم تا با تصور ناتوانی ما دست از سرمان بردارند. این شیوه اشتباهی برای پاسخ به درخواست دیگران است. چون با گذشت زمان و تکرار این فرایند، واقعا باورمان می‌شود که توانایی محدودی داریم. آن زمان است که احساس می‌کنیم چیزی تحت کنترل ما نیست و ماجراها خودبه‌خود سر از زندگی ما درمی‌آورند.

حالا «نمی‌توانم» را با «نمی‌خواهم» مقایسه کنید. می‌توان بار احساسی این واژه‌ها را کاملا از هم تفکیک کرد. واژه «نمی‌خواهم» ترکیبی از جسارت و اعتماد به نفس را با خود به دوش می‌کشد. این واژه قدرتمند است.

وقتی با استفاده از واژه «نمی‌خواهم» درخواست دیگران را رد می‌کنیم به تمایل و قدرت‌های شخصی‌مان مجالی برای عرض اندام می‌دهیم. یادتان باشد که به زبان آوردن خواسته‌های قلبی‌تان، رد تقاضاهایی که با نیازها و عقاید شما در تضاد هستند را برایتان آسان‌تر می‌کند.

» راهکار ششم: پای آینده را پیش بکشید

وقتی برای رفتن به یک قرار ملاقات، خیلی عجله داریم یا یک خروار کار سرمان ریخته است، نمی‌توانیم هم‌زمان به فرد دیگری هم کمک کنیم. حداقل، احتمال انجام این کار، خیلی کم است. مگر آن‌ که بی‌خیال کار و قرار ملاقاتمان شویم. در آن صورت از نظر اخلاقی کار اشتباهی انجام داده‌ایم، چون همیشه اولویت با فردی است که اول به او قول داده‌ایم.

در چنین شرایطی می‌توانیم به درخواست کننده بگوییم که چند ساعت بعد دوباره برای گفتن درخواستش پیش ما بیاید. این کار به ما فرصتی می‌‌دهد تا در زمان مناسب، هنگامی که هوش و حواسمان پیش خودمان است به درخواستش فکر کنیم و پاسخی عاقلانه به او بدهیم. علاوه بر این، چون چیزی را قبول نکرده‌ایم، بار مسئولیت آن کار، همچنان بر دوش درخواست کننده باقی خواهد ماند. چنین عکس‌العملی از جانب ما، احتمال سه نتیجه متفاوت را افزایش می‌دهد:

  1. شاید درخواست کننده برای کمک گرفتن به سراغ فرد دیگری برود.
  2. درخواست کننده تصمیم بگیرد تا کارش را بدون کمک دیگران انجام دهد. در این وضعیت او متوجه می‌شود که می‌تواند با اعتماد به نفس و تکیه بر توانایی‌های خود از پس مسئولیت‌هایش بربیاید.
  3. او صبر می‌کند تا کارمان را انجام دهیم و در زمان مناسب دوباره درخواستش را تکرار می‌کند.

راهکار هفتم: نقاب همه فن حریف بودن را از چهره‌تان بردارید

اگر در مورد توانایی‌هایتان صادق نباشید، انتظار دیگران از شما بالا می‌رود و به دنبال آن با درخواست‌هایی فراتر از حد توانتان روبه‌رو خواهید شد. برای اینکه در قلب دیگران جای داشته باشید یا به شما اهمیت بدهند لازم نیست فردی همه فن حریف باشید یا از همه چیز سر دربیاورید. وقتی کاری را بلد نیستید شجاعتتان را جمع کنید و بگویید: «نمی‌تونم کمکت کنم چون این کار رو بلد نیستم.»

دانش واقعی این است که میزان نادانی خود را بدانی.

کُنفُوسیوس، فیلسوف و نظریه‌پرداز چینی

راهکار هشتم: به گزینه‌های روی میز فکر کنید

وقتی به درخواست دیگران پاسخ مبهم می‌دهید، آن فرد را بین زمین و هوا معلق نگه می‌دارید. چون برایش روشن نشده که پاسخ آخر شما چیست. کم‌ترین فایده‌ای که نه گفتن به درخواست دیگران دارد این است که راه چاره دیگری را پیش پایش می‌گذارد. در بهترین حالت می‌توانید به جای نه گفتن مستقیم، فرد دیگری را برای کمک گرفتن معرفی کنید. یا اینکه پیشنهاد بدهید به جای تمام کار، در بخش کوچکی از آن کمک حالش باشید.

این نکته‌های مهم را به یاد داشته باشید:

با وجود به کار بستن هشت راهکاری که برایتان گفتیم، ممکن است مشکلاتی در فرایند نه گفتن شما به دیگران ایجاد شوند. بد نیست نگاهی به توصیه‌های زیر بیندازید.

توصیه اول: لطفا وا ندهید!

ما مسئول رفتار خودمان هستیم. این تمام چیزی است که باید همیشه به یاد داشته باشیم. در نتیجه، مسئولیت رفتارهایی که دیگران از خودشان نشان می‌دهند به طور کامل بر گردن خودشان است. شاید با وجود ترفندهای بالا باز هم به هنگام رد کردن درخواست دیگران موفق نشوید و آن‌ها با زبان‌بازی، اجرای ترفندهای احساسی یا حتی ترساندنتان شما را مجبور کنند تا کمکشان کنید.

اگر شخصی پس از اینکه درخواستش را رد کردید باز هم اصرار کرد، به خودتان یادآوری کنید که اصرار او ربطی به حق انتخاب‌های شما ندارد. در حقیقت، خلق‌وخوی بعضی‌ها این طور است که حرف‌ها و خواسته‌هایشان را به دیگران تحمیل کنند و از این راه به اهدافشان برسند.

توصیه دوم: ادب را در خانه جا نگذارید

گاهی تاب آوردن در مقابل کسانی که درخواست خود را با لحنی بی‌ادبانه و آهنگی دستوری به ما تحمیل می‌کنند بسیار سخت خواهد بود. در این هنگام، مدیریت برداشتی که دیگران از شما دارند، یک پیروزی مهم به شمار می‌آید‌ید‌آید. با این که حق با شما است اما اگر به دور از ادب و گستاخانه پاسخ دیگران را بدهید، ممکن است دوستان یا همکارانتان را از خودتان دلخور کنید؛ گاهی این واقعا به نفع شما نیست.

بهترین کار این است که وقار و متانتتان را حفظ کرده و با مهربانی، درخواست آن‌ها را رد کنید. مثلا می‌توانید بگویید: «ممنونم که من رو برای کمک کردن انتخاب کردی. ممنون که این همه بهم اعتماد داری. اما واقعیت اینه که من تا شب درگیر کارهام هستم و حتی وقت استراحت کردن هم ندارم. می‌تونی فردا بهم زنگ بزنی؟ شاید اون موقع بتونم کمکت کنم.»

با همین چند واژه ساده، به جای اینکه فردی گستاخ، بی‌ادب و بی‌رحم باشید به فردی دلسوز، مهربان و صمیمی تبدیل می‌شوید. در این صورت، پاسخ شما هیچ عکس‌العمل منفی ایجاد نمی‌کند و آن‌ها به تصمیم‌تان احترام خواهند گذاشت.

قدم گذاشتن در مسیر درست

رفتار ما بازتابی از افکارمان است. اگر همیشه در خدمت دیگران باشیم، یعنی در ذهنمان، هیچ ارزشی برای خودمان و خواسته‌هایمان قائل نیستیم. کسب مهارت در نه گفتن، عزت نفس ما را افزایش می‌دهد، مرزها را برای دیگران روشن می‌کند، اعتماد به نفس را برایمان به ارمغان می‌آورد و ما را به سمت مسیر درست، هدایت می‌کند. به قول بودا، اگر در مسیر درست قرار داری، تنها کاری که باید انجام دهی، حرکت کردن است.

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *