چگونه شاد باشیم و دیگران را شاد کنیم؟

مقیاس، یک توهم است که ما را دچار خطا‌ می‌کند. به طور معمول، ما فکر می‌کنیم وقتی چیزی کوچک است، ضعیف، بی‌نفوذ و ناتوان نیز هست و اگر چیزی بزرگ است بدون شک، قوی، پرنفوذ و توانا است. اما می‌توان مثال‌های نقض زیادی را پیدا کرد که در آن کوچکی مقیاس یک چیز، دلیلی بر ناتوانی آن نیست.

مثلا شادی، یک نیروی کوچک پرقدرت و در مقابل آن، غم، یک نیروی بزرگ بی‌قدرت است. شاید غم‌ها و ناراحتی‌هایی که گاهی به زندگی ما سرک می‌کشند، سایه‌های بزرگی داشته باشند و برای مدتی زندگی‌مان را در تاریکی فرو ببرند. اما شادی‌ها مثل کرم‌های شب‌تاب‌ کوچک، همیشه راهی برای نفوذ به این تاریکی‌های بزرگ پیدا می‌کنند.

تفاوت شادی و غم در این است که شادی‌ها منبع روشنایی هستند اما غم و ناراحتی هیچ‌گاه منبعی نداشته و ندارد. آنها زمانی به زندگی ما هجوم می‌آورند که فراموش می‌کنیم چگونه شاد باشیم و دیگران را شاد کنیم. در این مقاله‌ به دنبال راه‌هایی می‌گردیم که بتوانیم دوباره شادی را به زندگی‌مان بازگردانیم.

ما شادی‌ها و غم‌های خود را مدت‌ها پیش از آنکه تجربه‌شان کنیم انتخاب کرده‌ایم

Khalil-Gibran

جبران خلیل جبران

آیا زندگی شما هدف دارد؟

ذات انسان با تلاش برای رسیدن به یک نقطه برتر، گره خورده است. بدون داشتن یک هدف در زندگی، احساس گمشدگی سرتاسر وجودمان را در برمی‌گیرد. در این بین، نه تنها شادی‌هایمان را گم می‌کنیم بلکه به نوعی، خودمان را نیز به باد فراموشی می‌سپاریم.

گذشته از اینها، وقتی در زندگی‌مان هدفی نداشته باشیم، چشمانمان توانایی دیدن خوبی‌ها، زیبایی‌ها و موهبت‌هایی که در اطرافمان وجود دارند را از دست می‌دهند. یک هدف برای زندگی‌تان پیدا کنید. مهم نیست چقدر بزرگ یا چقدر کوچک، فقط یک هدف برای خودتان داشته باشید. تنها کسی که می‌تواند بزرگی یا کوچکی هدفتان را تعیین کند، خودتان هستید.

 

یادتان باشد، در دنیایی که با بال زدن یک پروانه، گردبادی عظیم در آن سوی جهان شکل می‌گیرد، نمی‌توان هیچ معیار دقیقی برای کوچک و بزرگی پیدا کرد. ما، موجودات عجیبی هستیم که روی یک سیاره سنگی در کهکشانی که خودمان آن را راه‌ شیری می‌نامیم و در میان جهان گسترده‌ای که از بی‌نهایت کهکشان ناشناخته تشکیل شده است زندگی می‌کنیم.

چرا وجود داریم؟ چرا هستیم؟ هدف واقعی از این خلقت و عظمت چیست؟ شاید هیچ‌گاه نتوانیم به آن پی ببریم. اما می‌توانیم هدفی برای زندگی خودمان مشخص کنیم و به وجودمان یک جهت معنادار بدهیم. ما هم می‌توانیم مثل بال‌های آن پروانه تغییری ارزشمند در جهان ایفا کنیم اگر و فقط اگر، ارزش زندگی را دست کم نگیریم.

مسیر قلبتان را دنبال کنید

بخش بزرگی از دردسرهایی که بشر آن را از سر می‌گذراند به این دلیل به وجود می‌آیند که ما به ندای قلبمان گوش نمی‌دهیم. تقریبا بیشتر کارهایی که انجام می‌دهیم برخلاف خواسته قلبی‌مان است. تا به حال به این فکر کردید که این ساز مخالف – یعنی همان ندای قلبمان – چرا در وجود ما قرار دارد؟ چرا در بیشتر موارد، قلب و ذهنمان دو چیز متفاوت را به ما توصیه می‌کنند؟

تا مدت‌ها انسان‌ها فکر می‌کردند که پیروز واقعی میدان عقل و احساس، عقل است. به همین دلیل، احساس را چیزی بی‌فایده و ضعیف به حساب می‌آوردند که دنبال کردنش باعث نابودی انسان می‌شود. خوشبختانه بشر پیشرفت کرد و بخش‌های باشکوهی از علم مثل «فیزیک کوانتوم» کشف شدند.

فیزیک کوانتوم پرده از این راز برداشت و روشن شد که اصلا از همان اول، جنگی بین احساس و عقل وجود نداشته است. هر چه می‌بینیم، هر چه می‌شنویم و هر آنچه که از سر می‌گذرانیم در نتیجه حضور و تاثیر احساس بر زندگی‌مان است. ما با احساسمان بر جهان پیرامون و درونمان تاثیر می‌گذاریم، شکل وقایع را تغییر می‌دهیم و آنها به همان سمتی که دوست داریم هدایت می‌کنیم.

در حقیقت، ندای قلبمان یک تقلب بزرگ از سمت کائنات به ما است تا جهت واقعی زندگی خود را راحت‌تر پیدا کنیم. موفقیت، شادی، ثروت و سلامتی ما در گروی گوش دادن به این ندای درونی است. این در حالی است که بسیاری از ما به آن اهمیتی نمی‌دهیم. اما آن تعداد اندکی که بدون توجه به دیگران، زندگی خود را بر مبنای این ندای درونی می‌سازند، همان افراد بسیار موفقی هستند که همیشه باعث حیرت دیگران می‌شوند.

جالب اینجا است که همیشه به دنبال پیدا کردن روش موفقیت آنها هستیم. غافل از آنکه اگر ما هم با ایمان و اعتماد، به ندای قلبمان گوش می‌دادیم می‌توانستیم به همان اندازه و حتی بیشتر موفق شویم. برای گوش دادن به این ندای درونی، هیچ‌وقت دیر نیست. هر زمان که بخواهید آغوش کائنات به روی شما باز است. فقط کافی‌ است که بخواهید و در آن جهت که خوانده می‌شوید، دست به اقدام بزنید.

خط‌کش‌ها را کنار بگذارید

اگر خوب نگاه کنیم می‌بینیم که اطراف ما پر از خط‌کشی‌های معنادار است. گاهی این خط‌ها را خودمان می‌کشیم، گاهی برایمان می‌کشند و گاهی اصلا خطی وجود ندارد و ما در توهم وجود این خط‌ها روزگار می‌گذرانیم. مثلا همه ما چیزهایی از این دست را شنیده‌ایم که خوب درس بخوان، هرگز دروغ نگو، هرگز شکست نخور، گریه نکن یا همیشه در مقابل مشکلات، ایستادگی کن. لیست این موارد بسیار بلندبالا است.

حتما شما هم مواردی از این دست را سراغ دارید. انجام این کارها، چیزهای بدی نیستند. ماجرا از جایی ناخوشایند می‌شود که هدف دیگری از انجام این کارها پیدا می‌کنیم و آن تلاش برای قانع کردن دیگران است.

ما به اشتباه فکر می‌کنیم که باید بقیه را درباره اینکه ما که هستیم و چه می‌خواهیم قانع کنیم. در طول این مسیر بی‌انتها، سختی‌های زیادی را به جان می‌خریم، خسته می‌شویم، می‌شکنیم و درد می‌کشیم. در صورتی که اصلا نیازی به تحمل این همه مشقت و سختی وجود ندارد. دست از این تلاش بیهوده بردارید تا احساس آزادی، شادی و قدرت را دوباره در وجودتان زنده کنید.

شما همان‌طور که هستید دوست‌داشتنی و ارزشمندید. مهم این است که خودتان، خودتان را قبول داشته باشید. شاید تلاش برای قانع کردن دیگران تا ابد به نتیجه نرسد. چون هیچ‌کس نمی‌تواند جای دیگری زندگی کند؛ هیچ‌کس احساس دیگری را احساس نمی‌کند و هیچ‌کس جای دیگری نفس نمی‌کشد. ما فقط وانمود می‌کنیم که دیگران را درک می‌کنیم.

هر انسان، مجموعه‌ای منحصربه‌فرد است، یک جهان مستقل با خواسته‌ها، احساس‌ها و شور و هیجانی مخصوص به خودش که در هیچ فرد دیگری یافت نمی‌شود. خودتان را همان‌گونه که هستید دوست داشته باشید. تنها آن زمان است که برای شاد بودن خودتان ارزش قائل می‌شوید، پاسخ پرسش چگونه شاد باشیم را می‌یابید و قدرت ایجاد شگفتی در زندگی‌تان را به‌دست می‌آورید.

دست از مقایسه کردن بردارید

یکی از کارهایی که به راحتی، شادی زندگی ما را می‌رباید، مقایسه کردن خودمان با دیگران است. بسیاری از ما ناخواسته این کار را انجام می‌دهیم و انگار در مقابل آن رفتار خودکار، هیچ قدرتی نداریم. به جای جنگیدن با خودمان بهتر است ریشه این کار را پیدا کنیم.

هر کدام از ما با یکسری شرایط که از اختیارمان خارج بودند به دنیا آمدیم. در هیچ جای کره زمین نمی‌توانید کسی را پیدا کنید که پدر و مادرش، کشورش و جسمش را خودش انتخاب کرده باشد. به این موارد به شکل آپشن‌هایی نگاه کنید که در طول سفر زندگی به هر یک از ما داده شده است.

این داده‌ها یکسان نیستند و هنوز کسی علت آن را نمی‌داند. برخی در ناز و نعمت و ثروتی فراوان به دنیا می‌آیند و برخی دیگر غرق در فقر پا روی زمین می‌گذارند؛ در این مورد، کاری از دست ما برنمی‌آید و مقایسه کردن خودمان با دیگران، چیزی را درست نمی‌کند. تنها چیز ارزشمندی که در این میان گم می‌شود، شادی ما است.

اما جالب است بدانید با وجود اینکه در ظاهر این شرایط بسیار قدرتمند به نظر می‌رسند اما فقط ۱۰ درصد از زندگی ما را دربرمی‌گیرند. ۹۰ درصد آنچه که در آینده به دست می‌آوریم در دستان خودمان قرار دارد. در طول تاریخ بشر، افراد بسیاری بودند که با وجود تولد در فقر به ثروت‌ بسیار زیادی رسیدند و کسانی که با وجود مشکلات جسمی به الگویی برای دیگران تبدیل شدند.

به یاد داشته باشید که روح ما محدودیتی ندارد. وقتی عظمت و توانایی‌های روحمان را به جسم و شرایط زمینی گره می‌زنیم، به اشتباه فکر می‌کنیم که توانایی انجام کارهای بزرگ را نداریم. اما این بزرگ‌ترین توهمی است که یک انسان می‌تواند در طول زندگی خود آن را تجربه کند. ما بسیار فراتر از چیزی هستیم که فکر می‌کنیم. تنها کافی است به جای نگاه به دیگران، خودمان را تماشا کنیم.

بیل گیتس

اگر فقیر به دنیا بیایی تقصیر تو نیست، ولی اگر فقیر از دنیا بروی تقصیر خودت است.

بیل-گیتس

بیل گیتس

تصمیم بگیرید که شاد باشید

چگونه شاد باشیم؟ خوب…شاید ساده‌ترین راه قبول این واقعیت باشد که شاد بودن یک تصمیم است. البته عده زیادی هستند که فکر می‌کنند شادی موهبتی است که تنها به افراد خاصی داده می‌شود. اما خوشبختانه این‌طور نیست. افرادی که شادی زیادی را در زندگی خود تجربه می‌کنند، شاد بودن را به عنوان یک گزینه انتخاب کرده‌اند و در جهت آن اقدام می‌کنند.

مثلا آنها برخورد متفاوتی با موضوع شکست دارند؛ یا اصلا آن را قبول ندارند و چیزی که بقیه شکست می‌نامند را تنها تجربه‌ای تازه به شمار می‌آورند یا خود را به گونه‌ای آموزش داده‌اند تا از شکست‌هایشان عبور کنند. افرادی که غم و اندوه زیادی را در زندگی‌شان احساس می‌کنند کسانی هستند که به شکست‌های زندگی‌شان می‌چسبند، ناراحتی را رها نمی‌کنند و به خودشان فرصتی برای شاد بودن نمی‌دهند.

 محققان روان‌شناسی به این نتیجه رسیده‌اند که میزان مشکلات و ناراحتی‌ها در دو گروه افراد شاد و افسرده تقریبا یکسان هستند. تنها چیزی که باعث می‌شود این دو گروه، با وجود شرایط یکسان، زندگی متفاوتی داشته باشند، شیوه نگاهشان به رویدادهای زندگی است. افراد شاد، آگاهانه پیرامون خود را با چیزهای مثبت و انرژی‌بخش پر می‌کنند.

اما افراد غمگین، چیزهای ناراحت‌کننده را مانند یک کلکسیون ارزشمند پیرامون خودشان نگه می‌دارند. حقیقت زندگی، گذر کردن از همه‌چیز و قدم برداشتن به سمت تجربه‌های تازه‌تر و پرهیجان‌تر است. تصمیم بگیرید که شاد باشید. این بهترین کاری است که می‌توانید در حق خودتان و کسانی که با شما در ارتباط هستند انجام دهید.

 

با کمال‌گرایی خداحافظی کنید

کمال‌گرایی، بزرگ‌ترین کابوس بشر است. انسان‌های زیادی جان و ذهن خود را در راه رسیدن به این توهم از دست داده‌اند. حالا پرسش درست این است که آیا زندگی ما نیازی به کمال‌گرایی دارد؟ پاسخ منفی است. کمال‌گرایی ما را مجبور می‌کند که خود را برای رسیدن به ۱۰۰ درصد هر چیزی تحت فشار بگذاریم. اما چه کسی این مقدار را به عنوان نقطه کمال آن چیزها تعیین کرده است؟

اصلا چیزی به نام نقطه کمال وجود دارد؟ اگر می‌خواهیم در زندگی‌مان هم شاد باشیم و هم روبه‌جلو قدم برداریم باید هدفمان را به جای رسیدن به نقطه کمال به دائم پیشرفت کردن تغییر دهیم. در این ‌صورت، خود را از محدودیت‌هایی که پیرامونمان را احاطه کرده‌اند نجات می‌دهیم و شادی واقعی را تجربه خواهیم کرد.

خودتان را باور داشته باشید

نوشتن برخی جمله‌ها بسیار ساده‌تر از انجام دادنشان است. برای برخی که سالیان دراز را با نگاه به تایید دیگران گذرانده‌اند کاری مثل باور داشتن خودشان، یک اقدام انقلابی به شمار می‌رود. وقتی خودتان را باور داشته باشید، اجازه نمی‌دهید هیچ‌کس و هیچ ماجرایی ارزش شما را تعیین کند. چون از گنج درونتان آگاه هستید. باور به توانایی‌هایی که در وجودمان قرار گرفته به ما شجاعت دنبال کردن آرزوهایمان را می‌دهد. و

قتی خودمان را باور داشته باشیم و چراغ امید را در قلبمان روشن نگه داریم، بدون تردید حتی از میان تاریک‌ترین مکان‌ها هم راه پیروزی خود را پیدا خواهیم کرد. چون آن امید و باور درونی، نمی‌گذارد که بی‌خیال آرزوهایمان شویم.

شاید یکی از ساده‌ترین و درعین‌حال، پرماجراترین پاسخی که می‌توان به پرسش «چگونه شاد باشیم؟» داد، باور داشتن به خودمان باشد. چون در دنبال کردن آرزوهایمان چنان شادی بزرگی نهفته‌ است که هیچ چیز دیگری نمی‌تواند به گرد پای آن برسد. انسان‌هایی که به توانایی‌هایشان ایمان دارند، نه تنها خودشان را به قله‌های سعادت و پیروزی می‌رسانند، بلکه در طول مسیرشان، افراد زیادی را هم با خود همراه می‌کنند. یادتان باشد، آنچه در نهایت به حقیقت تبدیل می‌شود، باور شما در مورد خودتان و جهان پیرامونتان است.

مسیر یادگیری را برای خودتان باز بگذارید

جهان در حال پیشرفت است. چیزی که امروز می‌دانیم، شاید فردا به کارمان نیاید. وقتی با تعصب به چیزهایی که در گذشته می‌دانستیم می‌چسبیم، قدرت دیدن حقایق تازه را از دست می‌دهیم. یکی از رمز‌های شاد بودن خودمان و دیگران، همراه شدن با تغییرات و یادگیری پیوسته در طول زمان است. اجازه بدهید با یک مثال این موضوع را روشن‌تر کنیم.

تصور کنید ما در قایقی نشسته‌ایم که در رودخانه‌ای از جنس زمان، جاری است. وقتی به دانسته‌های گذشته خود اصرار می‌کنیم، درست مانند این است که می‌خواهیم با قلاب کردن دستانمان دور یک شاخه خشک درخت، قایق در حال حرکت را در جای خود ثابت نگه داریم. در این صورت، قایق که روی موج‌های رودخانه جاری است روبه‌جلو می‌رود و ما را هم با خودش به آن سمت می‌کشاند. در نهایت زور قایق و موج‌های رودخانه بر دستان ما و شاخه خشکیده می‌چربد و تنها چیزی که نصیبمان می‌شود، انگشتانی زخمی و خاطری آزرده است.

اما اگر به جای گرفتن آن شاخه خشک با جریان رودخانه همراه شویم، آنگاه توانایی دیدن قایق‌های دیگر و فرصت‌های بی‌شماری که برای پیشرفت و سازندگی وجود دارند را به دست خواهیم آورد. بخش بزرگی از چگونه شاد بودن به چگونه نگاه کردن باز می‌گردد. اگر یاد بگیریم که به تغییرها به چشم یک فرصت نگاه کنیم، آنگاه نه تنها خاطرمان آزرده نمی‌شود بلکه شادی آموختن چیزهای تازه، قلبمان را سرشار از نور می‌کند.

از «اگر» گفتن دوری کنید

زندگی، ایستگاه فرصت‌های بیشماری است. اینکه در ایستگاه بنشینیم و در مورد رسیدن به اتوبوسی که مدت‌ها پیش حرکت کرده داستان سرایی کنیم و بگوییم: «اگر به آن اتوبوس رسیده بودم فلان و بهمان می‌شد و…» چیزی را عوض نمی‌کند. در طول سفر زندگی، اتوبوس‌های بسیار زیادی درست جلوی پای ما توقف خواهند کرد.

بهترین کار این است که با فرصت‌های از دست رفته و موقعیت‌هایی که دیگر وجود ندارند خداحافظی کنیم و به روزهای تازه که سرشار از روزنه‌های امید و فرصت‌های ناب هستند، خوش‌آمد بگوییم. گاهی شادی گمشده ما در میان افسوس‌های بی‌حاصلی که برای گذشته می‌خوریم پنهان شده است.

شما ارزش‌ها را تعیین می‌کنید

جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، سرشار از چیزهای ارزشمند است. اما نکته جالب اینجا است که ما انسان‌ها، روی ارزشمندی چیزها درجه‌های متفاوتی می‌گذاریم. یادتان باشد، مهم نیست که چیزی از نظر بقیه ارزش دارد یا خیر؛ مهم این است که شما در مورد آن چگونه فکر می‌کنید. خوبی یا بدی بستگی به نوع نگاه و دید شما به زندگی دارد.

اگر چیزی برایتان ارزشمند است، آن را دوست دارید و وجودش شما را شاد می‌کند، پس به نظر بقیه اهمیت ندهید.

اگر با معیار دیگران ارزشمندی چیزها را تعیین کنید، هیچ‌گاه از زندگی روی زمین لذت نخواهید برد. گاهی یافتن پاسخ پرسش‌ ساده‌ای مثل: «چگونه شاد باشیم؟» به جسارت ما برای پذیرفتن نگاه متفاوتمان به چیزهای ارزشمند زندگی‌ بستگی پیدا می‌کند.

راحت بخندید

مستقیم‌ترین جاده‌ای که به شادی ختم می‌شود، خندیدن است. اما بسیاری از ما ترجیح می‌دهیم به جای این مسیر مستقیم، از جاده‌های فرعی و پیچیده برای پیدا کردن شادی استفاده کنیم. ناگفته نماند که گاهی در این میان، خودمان را هم گم می‌کنیم. برای خندیدن شرط تعیین نکنید. اگر می‌خواهید شادی به راحتی در زندگی‌تان جریان داشته باشد باید آن را به ساده‌ترین کار جهان تبدیل کنید.

 

با خودتان قرار بگذارید که وقتی از خواب بلند می‌شوید، قبل از هر کاری لبخند بزنید؛ وقتی یک پرنده را می‌بینید  لبخند بزنید، وقتی کفش‌هایتان را تابه‌تا می‌پوشید، وقتی لیز می‌خورید، وقتی بشقاب غذایتان را می‌بینید، وقتی خودتان را در آینه می‌بینید، لطفا لبخند بزنید. اجازه بدهید این نور ابدی، وجودتان را پر از سرزندگی کند.

  1. تاثیر لبخند در روابط اجتماعی و زندگی شما چیست؟
  2. با معجزه لبخند، کسب‌وکارتان را رونق دهید
  3. هوش مالی
  4. قانون جذب
  5. پولسازی‌ 

سپاسگزاری کنید

سپاسگزاری کردن، مثل روشن کردن چراغ در تاریکی محض است. این نور پربرکت، زودتر از آنچه فکرش را بکنید تمام زندگی‌تان را سرشار از نور و گرما می‌کند. سپاسگزاری کردن به شما فرصت کشف شادی‌های پیرامونتان را می‌دهد. به این ترتیب، کم‌کم یاد می‌گیرید که به اطرافتان بیشتر نگاه کنید و با موهبت‌هایی که پیرامونتان را فراگرفته‌اند آشنا شوید. از طرفی، با سپاسگزاری کردن می‌توانید دروازه‌ای به روی شادی‌های دلپذیر آینده باز کنید. تنها کافی است روزی ۱۰ دقیقه از زمانتان را برای این کار کنار بگذارید.

 یک قلم و کاغذ بردارید و ده مورد از چیزهایی که بابتشان سپاسگزار هستید را بنویسید. می‌توانید این ده مورد را به سه بخش گذشته، حال و آینده تقسیم کنید و به این ترتیب، در مورد چیزهایی که در گذشته از وجودشان بهره‌مند شدید، چیزهای خوبی که اکنون در زندگی‌تان وجود دارند و موارد شگفت‌انگیزی که می‌خواهید در آینده وارد زندگی‌تان شوند، سپاسگزاری کنید.

صندوق توکل چیست؟ (تکنیک عرشیانی)

اگر از اعماق قلبتان این کار را انجام دهید، خیلی زودتر و بسیار بیشتر از آنچه که روی کاغذ آوردید را در میان دستانتان خواهید یافت. یادتان باشد، نشانه یک سپاسگزاری واقعی، چیزی که واقعا زندگی‌تان را تغییر می‌دهد این است که در اثر انجام آن، احساس بسیار خوبی را در وجودتان تجربه کنید. تنها در این صورت است که کائنات برای تغییر زندگی‌تان دست به کار می‌شود و ابر و باد و مه و خورشید و فلک را به خدمت می‌گیرد تا شما به چیزهایی که بابتشان سپاسگزاری کرده‌اید دست پیدا کنید.

شادی، کلید ثروت‌ هماهنگ است

«چگونه شاد باشیم؟» پرسش ارزشمندی است. چون شادی، احساسی انسان‌ساز است. وقتی شاد هستیم، جسممان سالم و تندرست می‌ماند، ذهنمان باز و سرشار از ایده‌ها می‌شود و ثروت، دوست و هم‌نشینمان می‌گردد. راز رسیدن به یک ثروت هماهنگ، یعنی مجموعه‌ای که همه چیزهای خوب جهان را در خود داشته باشد در این است که بفهمیم چگونه شاد باشیم؟ به راهکارهایی که در این مقاله برای شاد بودن پیشنهاد شدند فکر کنید. آیا شجاعت انجام آنها را در خودتان می‌بینید؟ یادتان باشد، پاسخ‌ها همیشه نزدیک‌تر از جایی هستند که ما فکر می‌کنیم.

  1. تکنیک تبسم و پاکسازی کوانتومی چه رازی دارد؟
  2. باورها و افکاری که مانع از افزایش ثروت شما می‌شود
  3. خودباوری چیست؟ چگونه به خودباوری برسیم؟

به اشتراک گذاری

5 Comments

  1. لیلا میرمعینی پاسخ

    با سلام و خدا قوووت.مقاله هاتون عالیه ممنون از اینهمه عشق و محبتتون .مایدار و سرفراز باشید انشالله 🌺🌺🌺

  2. لیلا میرمعینی پاسخ

    با سلام و خدا قوووت.مقاله هاتون عالیه ممنون از اینهمه عشق و محبتتون پایدار و سرفراز باشید انشالله 🌺🌺🌺

  3. خباز پاسخ

    سلام ،روزتون پرازشادی،مقاله باارزش وعالی بود ،ممنون از راهنمایی و زحمات شما ،دست خداهمیشه یارویاورتان ❤❤❤❤

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *