ثروت هماهنگ چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟ – قسمت ۴

عشق و ثروت هماهنگ

ارتباط با دیگران، فرآیندی است که به مرور ایجاد می‌شود. در واقع، ما پل‌هایی به سمت قلب دیگران می‌زنیم؛ آجر به آجر و در طول زمان، این پل‌ها به هویت ارتباطی ما با دیگران معنا می‌بخشند. وضعیت پل‌های زندگی شما چطور است؟ آیا قرص و محکم هستند یا این که ترک‌هایی برداشته و حتی فروریخته‌اند؟ در هر وضعیتی که هستید لطفا تا پایان این مقاله با ما همراه باشید. شاید تنها چیزی که زندگی‌تان به آن نیاز دارد، فقط کمی هماهنگی است.

  1. ثروت هماهنگ چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟ – قسمت ۱
  2. ثروت هماهنگ چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟ – قسمت ۲
  3. ثروت هماهنگ چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟ – قسمت ۳
  4. باورها و افکاری که مانع از افزایش ثروت شما می‌شود
  5. منظور از روانشناسی ثروت چیست؟

» ۴ راه ارتباطی را بشناسید

بر خلاف تصور بسیاری از افراد، قلمروی ارتباط و عشق انسانی، تنها در نوع بشر محدود نمی‌شود. ما در جهانی سرشار از حیات و فرکانس زندگی می‌کنیم. در نتیجه، معمولی‌ترین و ساده‌ترین نوع ارتباط ما به چهار دسته اصلی تقسیم می‌شود:

  • ارتباط ما با خودمان

این که چقدر به خودمان عشق می‌ورزیم، خودمان را باور داریم و برای خود ارزش قائل هستیم. ارتباط با خودمان، مهم‌ترین دسته از این مجموعه به شمار می‌رود.

  • ارتباط ما با دیگران

چطور با اطرافیانمان صحبت می‌کنیم؟ چه خط قرمزهایی برایشان تعیین کرده‌ایم و چه اندازه عشق برایشان کنار گذاشته‌ایم؟

  • ارتباط ما با دنیای پیرامونمان

چه فکری در مورد مردم سایر جهان می‌کنیم؟ چه ارتباطی با آنها داریم؟ چه تاثیرهای متقابلی روی یکدیگر می‌گذاریم؟ ارتباطمان با سایر موجودات روی زمین چگونه است؟ آیا ارزشی برای طبیعت و حیوانات قائل هستیم؟

  • ارتباط ما با جهان هستی

چگونه می‌اندیشیم؟ چه فرکانس‌هایی می‌فرستیم و چه چیزی را از کاتالوگ کائنات انتخاب می‌کنیم؟ البته عده‌ای ارتباط با خالق هستی را نیز به عنوان یکی از انواع ارتباط‌های انسانی در نظر می‌گیرند.

اما لحظه‌ای با خودتان فکر کنید؛ آیا وجود شما، حضورتان روی این کره خاکی و اثری که بر کائنات می‌گذارید، می‌تواند لحظه‌ای جدا از خالق هستی قرار بگیرد؟ ما نشانه‌ای از وجود و قدرت خالق خود هستیم که بدون او معنا و حضوری نخواهیم داشت.

ارتباط، فرایندی ساختنی است که هر لحظه امکان از بین رفتن آن وجود دارد. در نتیجه، ما با خالق خود ارتباط نداریم؛ ما در او هستیم و او در ما است. این ماجرا چیزی فراتر از آن است که بتواند در واژه محدودی به نام «ارتباط» گنجانده شود.

وقتی با مردم در ارتباط هستی، یادت باشد که با مخلوقاتی منطقی در ارتباط نیستی، بلکه با مخلوقاتی عاطفی سر و کار داری.

دیل کارنگی

دیل کارنگی، نویسنده و سخنران

 

» با خودتان آشنا شوید

به جرات می‌توان گفت، مسیر خودشناسی انتهایی ندارد. چون به محض این که یک درب جدید به درون خودمان باز می‌کنیم، درهای دیگری را در آن آماده کشف شدن خواهیم یافت. اما می‌توان در این مسیر حضور داشت و رشد کرد. به قول دکتر الهی قمشه‌ای، در زندگی مهم این نیست که به ایده آل زندگی‌تان برسید، بلکه مهم این است که در مسیر رسیدن به ایدئال زندگی‌تان حرکت کنید.

در واقع، دگرگونی همیشه بر تکامل، مقدم است. وقتی خودمان را دوست داشته باشیم و برای شناختن خود تلاش کنیم، خودبه‌خود، بخش‌های دیگر ارتباطی ما نیز تحت تاثیر این فرایند قرار می‌گیرند و رشد می‌کنند. کسی که عاشق خودش باشد، می‌تواند عشق دیگران را نسبت خود جذب کند. این نور است که در میان تاریکی‌ها نوری شبیه به خود را پیدا می‌کند.

» آیا نیمه دیگر من، واقعا گم شده است؟

در یکی دو مقاله قبلی با هم گفتیم که هر چیزی از انرژی ساخته شده است و ارتعاش‌های مشابه به سمت یکدیگر جذب می‌شوند. علاوه بر این، می‌دانیم که انرژی هرگز ایجاد نمی‌شود و از بین هم نمی‌رود؛ همیشه بوده و خواهد بود. ما نیز یک دکل رادیویی بسیار قدرتمند هستیم که حتی یک لحظه هم از فرستادن ارتعاش‌های خود به کائنات دست برنمی‌دارد.

در نتیجه، عشقی که فکر می‌کنیم باید به دنبالش بگردیم، نیمه گمشده یا هر چیزی که اسمش را می‌گذاریم، مدت‌ها قبل از حضور ما در این دنیا، وجود داشته و اکنون هم وجود دارد. تنها دلیلی که اکنون از نظر فیزیکی قادر به دیدنش نیستیم این است که افکار، احساس و عملی بر خلاف جهت عشق خود داشته‌ایم.

باز هم سرنخ ماجرا در دستان خودمان قرار می‌‌گیرد. اکنون، پرسش درست این است که چگونه می‌توانیم سروسامانی به ارتعاش‌های ارسالی خودمان بدهیم؟ یا بهتر از آن، چگونه با عشق خود همسو شویم؟

» به ذره‌‌بینی از ارتعاش تبدیل شوید

برای ایجاد یک رابطه سالم با خود و دیگران، باید سه سطح از ارتعاش را در یک راستا قرار دهید. این سه سطح همان دوستان آشنای ما یعنی افکار، احساس و عمل هستند:

  • خودنگری یا به کارگیری نیروی فکر

در این مرحله شما باید دستی در ترکیب فکرهایی که در مورد خودتان می‌کنید ببرید. نگویید نمی‌خواهم فلان و فلان باشم؛ از خواسته‌های خود حرف بزنید. بگویید می‌خواهم سلامت باشم، تناسب اندام داشته باشم، زیبا باشم، در مسیر رشد فکری قرار بگیرم؛ بگویید می‌خواهم به فردی با آزادی مالی و رها از دغدغه‌های رفاهی تبدیل شوم. همیشه و همیشه، در مورد خواسته‌های خود فکر کنید و خودتان را در وضعیتی ببینید که اکنون به آنها رسیده‌اید. در این صورت، کائنات همیشه و به شکلی معجزه‌وار به نفع شما عمل خواهد کرد.

  • خودباوری یا راه‌اندازی موتور احساس

داشتن احساس خوب در مورد خودتان، کلید فعال‌سازی قانون جاذبه است. ارتعاش واقعی شما در احساستان وجود دارد. افکار خوب شما تنها وقتی ارزشمند هستند که احساس خوبی ایجاد کنند. باید قبل از اینکه با دیگران ارتباط خوبی داشته باشید، احساس آن را در وجودتان تجربه کنید.

  • اعتماد به نفس یا دست به کار شدن!

فکر و احساس، بدون عمل، کاری از پیش نمی‌برند. همان‌طور که نمی‌توانید با تکیه دادن به صندلی ناهارخوری تبدیل به مدیرعامل شرکت خودتان شوید، تنها با فکر و احساس عشق بی‌نظیری که منتظر شما است نمی‌توانید آن را به سمت خود جذب کنید. برای این کار اول باید به نسخه‌ای تمام عیار از عشق رویاهایتان تبدیل شوید. یادتان که هست؟ این نور است که نور دیگر را به سمت خودش جذب می‌کند.

یکدیگر را دوست بدارید اما عشق را زنجیر نکنید. بگذارید عشق، دریایی خروشان بین سواحل دو روح شما باشد. قلب خود را به دست دیگری ندهید چرا که فقط دست زندگی می‌تواند قلب شما را در بر گیرد. در کنار یکدیگر باشید اما زیاد به هم نزدیک نشوید زیرا ستون‌های معبد برای خود ایستاده‌اند و درخت بلوط و سرو در سایه دیگری رشد نخواهد کرد.

جبران خلیل جبران

جبران خلیل جبران

معمار ارتباط‌های خود باشید

بخش بزرگی از ثروت هماهنگ به ارتباط انسانی ما بازمی‌گردد. شاید برای رسیدن به این ثروت مجبور شویم دستی در چینش آدم‌های اطرافمان بزنیم؛ اشکالی ندارد. با وجود آن که تمام انسان‌ها ارزشمند هستند اما ما نمی‌توانیم همزمان دو ارتعاش خوب و بد را با هم ارسال کنیم. در نهایت یکی بر دیگری غلبه خواهد کرد.

اگر اطرافیان کنونی شما را افرادی تشکیل می‌دهند که ارزشی برای خود قائل نیستند یا خودشان را دوست ندارند، یعنی آنها مدام در حال ارسال فرکانس‌هایی منفی به سمت کائنات هستند. مطمئن باشید، نتیجه این ارتباط، چیز خوشایندی نخواهد بود.

باید با کسانی نشست و برخاست کنید که خودشان را دوست دارند و همیشه در حال رشد کردن و اوج گرفتن هستند. وقتی برداشتن گام‌های خودشناسی را جدی بگیرید و اطرافتان را سرشار از نورهایی شبیه به خودتان کنید، آن زمان است که در زندگی‌تان یک هماهنگی شیرین را تجربه خواهید کرد. برای مطالعه ادامه این مقاله، قسمت بعد را دنبال کنید.

  1. ثروت هماهنگ چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟ – قسمت ۵
به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *