ثروت هماهنگ چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟ – قسمت ۶

جهان فیزیکی و ثروت هماهنگ

ما معنویتی هستیم که در حال تجربه زندگی در یک بُعد مادی است. فیزیکی که پیرامون ما را فرا گرفته، از تک‌تک سلول‌های جسم‌مان شروع می‌شود و تا خارج از جو زمین نیز ادامه می‌یابد. اگر به یاد داشته باشید در مقاله‌های قبلی با هم گفتیم که همه چیز از انرژی تشکیل شده و این انرژی به طور دائم و خستگی ناپذیری در حال ارتعاش و ارسال فرکانس است.

  1. ثروت هماهنگ چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟ – قسمت ۱
  2. ثروت هماهنگ چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟ – قسمت ۲
  3. ثروت هماهنگ چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟ – قسمت ۳
  4. ثروت هماهنگ چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟ – قسمت ۴
  5. ثروت هماهنگ چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟ – قسمت ۵

در نتیجه، ما با قدرت ذهنمان به تمام ذراتی که در اطرافمان وجود دارند انرژی می‌دهیم و از آنها انرژی می‌گیریم. رسیدن به هماهنگی در جهان فیزیکی که روح ما را در برگرفته گامی دیگر برای داشتن یک ثروت هماهنگ به شمار می‌رود. در این مقاله به دنبال یافتن یک هماهنگی پایدار بین روحمان و دنیای مادی می‌گردیم.

» چوب جادویی نظم را بردارید

نگاهی به اطراف خود بیندازید. چه می‌بینید؟ آیا نشانه‌های فیزیکی که برای زندگی خود انتخاب کرده‌اید – از گوشی موبایلتان گرفته تا قفسه‌ای که لوازم شخصی‌تان را در آن نگه می‌دارید – حس نظم و هماهنگی را به شما منتقل می‌کنند؟

حالا به طبیعت فکر کنید، به عوض شدن دقیق فصل‌ها، گردش دقیق کره زمین به دور خودش و خورشید، به رشد گیاهان و زندگی جانوران، آیا منظم و هماهنگ نیستند؟ در حقیقت، انسان موجودی بی‌نظم است که نه تنها خودش را از این موهبت محروم می‌کند، بلکه نظم موجود در طبیعت را نیز بر هم می‌زند. تنها کافی‌ است کمی در مورد دست‌کاری‌های بی‌دلیل و خودخواهانه‌ای که بشر در طبیعت ایجاد کرده فکر کنید.

وجود این بی‌نظمی و عدم هماهنگی در زندگی، باعث می‌شود که در رسیدن به خواسته‌هایمان دچار زحمت شویم و فکر کنیم که دستیابی به آرزوها و اهدافمان کار سختی است. غافل از آن که تنها یک تغییر ساده و حرکت به سمت نظم در زندگی‌مان می‌تواند به اندازه چندین گام، فاصله ما با اهدافمان را کم کند.

نظم، پُلی بین اهداف و دستاوردها است.

جیم ران

هاولاک الیس، پزشک، روانشناس

کمترین فایده نظم داشتن این است که به ذهن ما سروسامانی می‌دهد و کیفیت فرکانس‌های ارسالی‌مان به جهان هستی را بالا می‌برد. کسی که زندگی پیرامونش را با نظم و هماهنگی آراسته باشد، این پیام را به کائنات ارسال می‌کند که من، نه یک فرد آشفته بلکه انسانی هدفمند هستم؛ می‌دانم کجا هستم، به کجا می‌خواهم بروم و از زندگی‌ام چه می‌خواهم.

اگر روز خود را با گشتن به دنبال لنگه گمشده جوراب یا سوئیچ ماشینتان آغاز می‌کنید، خیلی دیرتر و سخت‌تر از بقیه انسان‌ها به اهدافتان خواهید رسید.

» نظم‌های الهام شده…

مقایسه کردن خودمان با دیگران، همیشه هم کار بدی نیست. گاهی این کار به ما تلنگری می‌زند تا روند اشتباهی را که در پیش گرفته‌ایم اصلاح کرده و به سمت نظم و هماهنگی بازگردیم. نکته‌ای که باید به هنگام مقایسه خودمان با دیگران در نظر باشیم، توجه به شکل احساس و باورمان است.

اگر با طرز تفکر رشد، خودمان را با دیگران مقایسه کنیم، بدون شک، دست به تغییرهایی جالب و مثبت در زندگی‌مان خواهیم زد. اما در صورتی که بعد از این مقایسه کردن ناراحت شویم، این یعنی باور نداریم که می‌توانیم رشد کنیم و کیفیت زندگی‌مان را ارتقا دهیم و به همین دلیل به حال خودمان افسوس می‌خوریم.

یادتان باشد، قبل از محیط اطرافتان، این ذهن شما است که باید رشد کرده و نظم پیدا کند. یک ذهن منظم، تاب‌وتوان زندگی در محیطی نامنظم و ناهماهنگ را ندارد. در نتیجه همیشه به دنبال یافتن راهی است تا بتواند جادوی نظم را در محیط فیزیکی پیرامونش پیاده کند.

پس قبل از هر کاری، ابتدا با ذهنتان به توافق برسید که نظم، رفتار کوچک اما قدرتمندی است که می‌تواند تغییرهای بزرگی در زندگی‌تان ایجاد کند. تنها در آن صورت است که می‌توانید با نگرش رشد به دنیای پیرامونتان نگاه کنید.

» در جستجوی بهترین‌ها نه ارزان‌ترین‌ها

اطرافتان را با محصولات فیزیکی بی‌ارزشی که به بهانه ارزان بودن آنها را خریداری کرده‌اید پر نکنید. کم بخرید اما چیزی را انتخاب کنید که از نظر کیفیت، کارایی و زیبایی در درجه بالایی قرار داشته باشد. در این صورت، نه تنها ارزش پول خود را حفظ کرده‌اید بلکه با هر بار نگاه کردن به آن محصول، احساس شادی، ارزشمندی و ثروتمندی را بارها و بارها تجربه خواهید کرد.

» پاسداری از معبد روح

به قول جبران خلیل جبران، جسم، معبد روح است. داشتن معبدی سالم و آباد می‌تواند به روحمان مجالی برای رشد و تعالی بدهد. جسمی که در اختیار داریم، نزدیک‌ترین حقیقت فیزیکی به روحمان است که با آن در ارتباطی تنگاتنگ قرار دارد. اگر جسم، بیمار شود روح را به بند می‌کشد و توانایی فکر و عمل را از او می‌گیرد.

بدون داشتن نعمت سلامتی، همه ثروت‌های دنیا ذره‌ای ارزش و اعتبار نخواهند داشت. سلامتی، سرمایه‌ای است که وجود ما به آن بستگی دارد. در نتیجه، برای داشتن یک ثروت هماهنگ، باید در این بخش نیز تلاش و عشق خود را متمرکز کنیم.

حفظ سلامت بدن یک وظیفه است. چون در غیر این صورت قادر نخواهیم بود ذهن خود را قوی و شفاف نگه داریم. بودا

» جسم خود را دوست داشته باشید

انسان، زیبایی را دوست دارد و آن را ستایش می‌کند. داشتن جسمی زیبا و متناسب نیز یکی از همین زیبایی‌ها است که به ما اعتماد به نفس می‌دهد. وقتی صاحب جسمی زیبا باشیم، گویی ندایی در درونمان می‌گوید: «هنوز لایق دوست داشته شدن هستیم.»

عده‌ای از مردم برای داشتن تناسب اندام، راه‌هایی را انتخاب می‌کنند که سلامتی آنها را به خطر می‌اندازد؛ مثلا رژیم‌های غذایی سخت می‌گیرند یا تن به عمل جراحی می‌دهند.

تناسب اندام تا زمانی خوب است که تیری را به سمت سلامتی‌مان نشانه نگیرد. مشکل اصلی ما این است که خودمان را دوست نداریم. به همین دلیل، تمام تلاشمان را می‌کنیم تا آنچه را که در خود نیافتیم از دیگران بگیریم. اما در حقیقت، ماجرا برعکس است.

اگر خودمان را همان گونه که هستیم دوست داشته باشیم، آن‌گاه تلاشمان برای رسیدن به تناسب اندام نه تنها از مسیری ایمن سپری می‌شود بلکه گامی بزرگ برای تداوم و ترمیم تندرستی‌مان خواهد بود.

» به چیزهایی که می‌خورید دوباره نگاه کنید

جسم ما موزه‌ای بی‌نقص برای نمایش چیزهایی است که می‌خوریم. اگر صورتمان صاف و شفاف نیست، زیر چمانمان گود و تیره است یا چربی‌های اضافه‌ای در بدنمان داریم همه این‌ها ثابت می‌کنند که تغذیه ما از روند سالم و طبیعی فاصله زیادی گرفته و به سمت ناسالم و صنعتی پیش رفته است.

شاید اصلاح روند تغذیه در یکی دو ماه اول برایمان سخت باشد. اما خداوند، سیستم بسیار جالبی را در وجود ما قرار داده که این جور وقت‌ها به دادمان می‌رسد. این سیستم، «عادت کردن» نام دارد.

روند ایجاد عادت‌ها در هر فرد نسبت به فرد دیگر متفاوت است و نمی‌توان نسخه‌ای دقیق و یکسان برای همه پیچید. اما وقتی تصمیم به ترک یک روند نادرست بگیریم، این نیروی خفته درونی کم‌کم بیدار می‌شود و راه را برایمان هموارتر می‌کند.

» داستان دنباله‌دار نظم و ثروت هماهنگ

شاید بسیاری از ما خاطره چندان خوشایندی از نظم نداشته باشیم. بخشی از این ماجرا به موضوع‌های بی‌اهمیتی برمی‌گردد که در طول دوران تحصیلمان در قالب نظم به ما تحمیل کرده‌اند. به همین دلیل، هنوز آن طور که شایسته است شیرینی وجود نظم را در زندگی‌مان نچشیده‌ایم. شاید این مقاله، زمینه‌ساز تلنگری به من و شما شود تا دستی به سر و گوش اجزای نامنظم جهانمان بکشیم. در قسمت پایانی به سراغ آخرین بخش از ثروت هماهنگ می‌رویم تا این پازل قدرتمند را کامل کنیم.

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *