موفقیت در بیرون از حاشیه امن منتظر شماست! ‏

زندگی در حاشیه امن (Comfort zone) تله‌ای است که بیش‌تر افراد در طول زندگی‌شان گرفتار آن می‌شوند. نکته جالبتر این که برخی ها هم می خواهند در حاشیه امن بمانند و هم یک زندگی موفق تجربه کنند. به خاطر همین زمانی که به موفقیت نمی‌رسند، از زمین و زمان شاکی می‌شوند و شکست‌شان را به شانس و اقبال یا عوامل دیگر مثل خانواده، کشور و غیره ربط می‌دهند. اما آن‌ها از توجه به یک موضوع  بسیار مهم، غافل هستند.

چند سال پیش تصمیم گرفتم درباره زندگی افراد موفق تحقیق کنم. دنبال پاسخی برای این سوالم بودم:‏ ‏

  • چه تفاوت مهمی بین افراد موفق جامعه و مردم معمولی وجود دارد؟

برای یافتن پاسخ مناسب عوامل مختلفی را بررسی کردم. به عنوان مثال اگر بخواهیم موفقیت را به ‏سن ربط دهیم مثال‌های زیادی در سرتاسر جهان وجود دارد که این عامل را نقض می کند. زیرا ‏افراد زیادی در میانسالی توانستند کسب و کار خود را به بهترین شکل راه بیاندازند یا موفقیت های ‏دیگر کسب کردند.

برای عوامل دیگری مانند نژاد، جنسیت، محل زندگی، خانواده و ثروت ‏خانوادگی نیز مثال‌های نقض زیادی وجود دارد که به ما ثابت می کند برای موفق شدن ما به چیزی ‏فراتر از این موارد ذکر شده نیاز داریم و آن خارج شدن از حاشیه امن و شجاعت دنبال کردن رویاها است.‏


حاشیه امن در زندگی هر فردی شاید معنای متفاوتی داشته باشد. برای اینکه با مفهوم حاشیه امن بهتر ‏آشنا شویم مثال ساده‌ای برایتان آماده کردم:‏

فردی را تصور کنید که یک شغل کارمندی دارد و هر روز هشت ساعت کار می‌کند. او یک حقوق ثابت و محدود می‌گیرد و از مزایایی مثل بیمه نیز برخوردار است. حالا به این فرد پیشنهاد می‌شود تا شغل خود را رها کند و دنبال حرفه‌ای برود که همیشه آرزویش را داشت.

درآمد این شغل چند برابر کار ثابت اوست اما او باید ریسک کند و ممکن است در این مسیر دچار پستی و بلندی‌هایی هم شود. بیش‌تر افراد در این شرایط ترجیح می‌دهند در حاشیه امن خود بمانند و دنبال رویاهایشان نروند.

آنها ممکن است با خود اینطور فکر کنند که:

  • درسته شغل ثابتم درآمد زیادی نداره اما امنیت شغلی دارم.
  • اگر این کار رو رها کنم و دنبال رویاهام برم امکان داره شکست بخورم.
  • و…

افکار مشابه این موارد باعث می‌شود فرد در همان حاشیه امن بماند و ریسک سود بیش‌تر و زندگی بهتر را به جان نخرد.

اما در این میان افرادی نیز هستند که دوست ندارند عادی بمانند و دلشان می‌خواهد فراتر از دیگران ‏باشند. این افراد ریسک می‌کنند و دنبال رویاهایشان می‌روند. حتی گاهی شکست هم می‌خوررند اما ‏از در دیگری وارد می‌شوند و دست از تلاش بر نمی‌دارند. این اشخاص همان‌هایی هستند که ما ‏امروزه اخبار مربوط به آن‌ها را در تلویزیون یا روزنامه‌ها می‌خوانیم و به آن‌ها لقب افراد موفق ‏جامعه را دادیم.

شاید افراد شجاع برای همیشه زندگی نکنند ولی افراد محتاط هیچ وقت زندگی نمی‌کنند. ریچارد ‏برانسون

گاهی اوقات به اشتباه موفقیت این افراد را به شانس ربط می‌دهیم. اما شاید به این ‏نکته مهم توجه نکردیم: زمانی که ما با تمام وجود به حاشیه امن‌مان چسبیده بودیم، آن‌ها شجاعت ‏دنبال کردن رویاهایشان را داشتند.

البته حاشیه امن تنها مربوط به شغل نیست. مثلا بعضی‌ها با این که عاشق سفر هستند اما ترجیح ‏می‌دهند تا در ناحیه امن خود بمانند و به سفر نروند. یا این‌که می دانند موقعیت شغلی بهتری در شهر ‏دیگر دارند اما حاضر نیستند از شهر محل سکونت خود به شهر دیگری بروند. این افراد همیشه ‏دوست دارند در یک منطقه راحتی بمانند و برای هیچ تغییری ریسک نکنند.‏

شاید این سوال در ذهن‌تان مطرح شود: ماندن در این حاشیه امن چه عواقبی دارد و ممکن است دچار ‏چه مشکلاتی شویم؟ ‏برای پاسخ به این سوال، من فقط چند مورد از مشکلات ماندن در حاشیه امن را برایتان می نویسم:‏

مشکل اول: استعدادهایتان شکوفا نمی‌شود.‏

همه ما استعدادهای خاص خودمان را داریم. به عنوان مثال بعضی‌ها استعداد نقاشی دارند، عده‌ای ‏نویسنده‌ی خوبی هستند و برخی هم استعداد ورزشی دارند. من در طول زندگی‌ام فردی را ندیدم که ‏استعداد خاصی در وجودش نداشته باشد. اما با افراد زیادی ملاقات کردم که هیچ‌گاه این استعدادهایشان ‏را شکوفا نکردند.‏

خانم ۳۵ ساله‌ای می شناسم که نقاش ماهری است با این که از کودکی آرزو داشته روزی نقاشی‌هایش ‏را بفروشد اما هیچ گاه تابلو نقاشی به صورت حرفه‌ای نکشیده و نمایشگاهی هم دایر نکرده است. او ‏می‌گوید کشیدن تابلو زمان‌بر است و احتمال دارد که استقبال خوبی از نمایشگاه‌ او نشود. به همین ‏خاطر حاضر نیست ریسک کند و حاشیه امن زندگی کنونی‌اش را به خطر بیاندازد.

افراد زیادی در گوشه گوشه جهان با همین بهانه‌ها استعدادهایشان را نادیده گرفتند. تعداد شاعران، ‏نویسندگان و هنرمندانی که به خاطر عدم شجاعت ناشناس ماندند، بسیار زیاد است.‏ در نقطه مقابل این خانم، افراد موفقی قرار دارند که برای شکوفا شدن رویاها و استعدادهایشان از ‏هیچ تلاشی دریغ نمی کنند.

این افراد از پیش خود را بازنده اعلام نمی کنند و دوست دارند با پستی ‏بلندی‌های مسیر دست و پنجه نرم کنند تا به موفقیت برسند. شما در چه زمینه‌ای استعداد دارید که به خاطر ترس از تغییر سراغ آن نرفتید؟ شاید وقت آن رسیده عاقلانه ریسک کنید.‏

مشکل دوم : از زندگی لذت نمی‌برید.‏

یکی دیگر از معایب ماندن در حاشیه امن این است که فرد از زندگی لذت نمی‌برد و بیش‌تر اوقات ‏احساس خستگی می‌کند.‏
زمانی که شما به کم‌تر از استعدادهایتان قانع شوید، نمی‌توانید از ته دل احساس شادی کنید.‏
شاید تغییر ندادن شغل و مکان و دنبال نکردن اهداف و رویاها به ظاهر امنیت شما را تامین کند اما ‏شادی واقعی را از شما دور می‌کند.‏
بیش‌تر خستگی ها و دل مردگی‌هایی که در وجودتان به چشم می‌خورد با یک ریسک منطقی می‌تواند ‏کم‌رنگ شود و جای خود را به نشاط و انگیزه بدهد.‏

شاید وقت آن رسیده به جای زنده بودن کمی زندگی کنید.‏

همانطور که قبلا اشاره کردیم یکی از مهم‌ترین ویژگی افراد موفق و ثروتمند جامعه این است که در ‏حاشیه امن نمی‌مانند و شجاعت دنبال کردن رویاهایشان را دارند. پس نباید موفقیت را به شانس و ‏عوامل ظاهری دیگر ربط دهیم.‏ همچنین درباره مشکلاتی که حاشیه امن برای ما ایجاد می کند صحبت کردیم که از جمله آنها میتوان به ‏این موارد اشاره کرد: شکوفا نشدن استعدادها و لذت نبردن از زندگی. ‏

در این قسمت یک مورد دیگر از مشکلات در حاشیه امن ماندن را بررسی خواهیم کرد و سپس ‏راهکارهایی خواهیم آموخت تا از این شرایط خارج شویم.

مشکل سوم: پیری زودرس می‌آورد

از دیگر مشکلات حاشیه امن این است که باعث می‌شود زود پیر شوید. به دلیل این‌که شما رضایت کامل ‏از زندگیتان ندارید و جرات دنبال کردن زندگی دلخواه‎تان را نداشتید، همیشه با حسرت از ‏خواسته‌هایتان یاد می‌کنید.

از طرف دیگر، افرادی را می‌بینید که استعدادها و توانایی‌های حتی کمتر از شما دارند اما به خاطر ‏شجاعت و تلاش‌شان به موقعیت‌های عالی دست یافته‌اند. بعضی‌ها در این شرایط خودشان را مقصر ‏می‌دادند اما عدهای نیز دیگران را مقصر می‌شمارند و خود را قربانی شرایط و اطرافیان می‌دانند. این ‏افکار دائما در ذهن شما وجود دارد و مثل خوره شما را می‌خورد.

همه این‌ها دست به دست هم میدهد تا شما زودتر از موعود احساس پیری کنید و حتی ممکن است ‏موهای سرتان نیز زودتر سفید شود و صورت‌تان چروک بیافتد. اگر در این شرایط قرار دارید ابن نکته مهم را فراموش نکنید که هیچ وقت برای خارج شدن از حاشیه ‏امن و ایجاد تغییر دیر نیست. برای این کار می‌توانید از این راهکارها استفاده کنید.

از چالش‌های کوچک و آهسته شروع کنید

اگر تصمیم گرفتید از حاشیه امن خارج شوید، نیاز نیست که از همان ابتدا، کار خیلی بزرگ و سختی ‏انجام دهید. همیشه سنگ بزرگ نشانه نزدن است. وقتی با قدم‌های بزرگ شروع می‌کنید، فقط انرژی ‏زیادی از شما گرفته می‌شود، از نظر ذهنی بهم میریزید و خیلی زود به حاشیه امن قبلی بر می‌گردید.‏

بهترین کار این است که از قدم‌های آهسته و کوچک شروع کنید. برای تغییر زندگی‌تان چالش‌های ‏کوچکی تعیین کنید. به عنوان مثال اگر عاشق سفر هستید اما به دلیل ماندن در حاشیه امن و ترس‌های ‏درونی‌تان تا به امروز این خواسته‌تان را عملی نکردید، بهتر است از سفرهای کوچک شروع کنید و کم ‏کم این کار گسترش دهید و مقصدتان را دورتر انتخاب کنید.

این تجربیات و تغییرات کوچک کم کم به شما شهامت می‌دهد تا سراغ قدم‌های بزرگ بروید. ‏

با افراد الهام بخش معاشرت کنید

با افرادی ارتباط برقرار کنید که نترسیدند و شجاعت دنبال کردن اهدافشان را داشتند. زمانی که پای ‏صحبت این افراد بنشینید متوجه می‌شوید که خارج شدن از ناحیه امن زیاد هم سخت نیست.‏ شما برای این کار می‌توانید سراغ کسانی بروید که ریسک‌هایی در زندگیشان انجام دادند و حاضر نشدند ‏به زندگی معمولیشان ادامه دهند.‏

به عنوان مثال شخصی که بعد از سالها تحصیل در رشته پزشکی انصراف داده و به سراغ رشته مورد ‏علاقه خود رفته و در حال حاضر احساس خوبی نسبت به زندگی دارد و به موفقت رسیده، این فرد می‏‌تواند راهنمای خیلی خوبی برای شما باشید. شاید از نگاه بیشتر افراد جامعه او اشتباه بزرگی انجام داده است، زیرا رشته پزشکی از جمله رشته‌های ‏پرطرفدار محسوب می‌شود. اما چه اتفاقی میافتد که شخص تصمیم می‌گیرد این رشته را رها کند و به ‏دنبال علاقه‌اش برود؟

در حقیقت او مفهوم زندگی را خوب متوجه شده و میداند ماندن در شرایطی که به ‏آن علاقه ندارد، یک مرگ تدریجی است. او شجاعت تغییر را داشته، سراغ علاقه‌اش رفته، به قضاوت‏‌ها اهمیت نداده و در نهایت به رضایت درونی رسیده است.‏

شاید بگویید چگونه می‌توانم فردی با این تجربیات یا مشابه آن پیدا کنم و به نظرتان این کار سخت باشد. ‏اما اگر کمی جستجو کنید بدون شک پیدا خواهید کرد. حتی می‌توانید ایمیل افراد موفقی را پیدا کنید که در ‏زندگیشان تغییرات قابل توجهی داشتند و از طریق ایمیل با آنها ارتباط برقرار کنید.

همچنین خواندن ‏زندگی نامه افراد موفق نیز به شدت کارساز است. همه این موارد باعث می‌شوند تا از این افراد الهام ‏بگیرید و در زندگیتان پیاده کنید.‏

باورهای منفی‌ را شناسایی و حذف کنید

اگر می‌خواهید از حاشیه امن خارج شوید باید بررسی کنید که چه باورهایی باعث شدند شما در این ‏حاشیه بمانید. شاید از بچگی با باورهایی بزرگ شده‌اید که به شما اجازه ریسک نمی‌دهند.‏

به این مثال‌ها توجه کنید:‏
  • کار باید دولتی باشه وگرنه تو کار ازاد احتمال شکست زیاده و امنیت نداره.‏
  • مگه هنرمند بودن هم شد شغل! تو باید سراغ پزشکی و مهندسی بری.‏
  • نباید تو زندگیات ریسک کنی وگرنه شکست میخوری.‏
    ‏و …‏

این باورها ممکن است توسط خانواده، جامعه، رسانه و افراد مختلف وارد ذهن ما شده باشند و مانند ‏زنجیرهایی دست و پای ما را ببندند و اجازه حرکت ندهند. ‏بهترین کار برای رهایی از آن‌ها این است که آنها را شناسایی کرده و با باورهای درست جایگزین کنیم.‏

  1. خودباوری چیست؟
  2. باورهای بنیادی چه چیزهایی هستند؟
  3. چگونه باورهای بنیادی خود را تغییر دهیم؟
  4. باورها و افکاری که مانع از افزایش ثروت شما می‌شود

اگر شما دوست دارید نقاش شوید اما خانوادهتان اصرار به مهندس شدن شما دارند، بهتر است اگاهیتان ‏را درباره این موضوع افزایش دهید تا بهتر بتوانید تصمیم بگیرید. ‏اجازه دهید کمی واضح‌تر توضیح دهم.

شما باید سعی کنید نمونه‌هایی پیدا کنید که با همان باور نادرست ‏شکست خوردند. به عنوان مثال اگر شما به وسیله جامعه یا اطرافیان تحت فشار هستید تا رشته‌ای ‏انتخاب کنید که دوست ندارید، پس باید زندگی افرادی را بررسی کنید که رشته یا کارمورد علاقه‌شان را ‏دنبال نکردند و به اصرار خانواده، اطرافیان و جامعه انتخابی کردند که آن را دوست نداشتند.

مشاهده ‏اوضاع کنونی آنها به شما کمک خواهد کرد تا متوجه اشتباه بودن این کار شوید. به احتمال زیاد آنها ‏دچار افسردگی و وضعیت روحی نامناسب هستند. در نقطه مقابل کسانی هم وجود دارند که تحت تاثیر ‏اطرافیان قرار نگرفتند و دنبال علایق خود رفتند. بدون شک آن‌ها نشاط و موفقیت بیش‌تری در زندگی ‏کسب کرده‌اند.‏

مشاهده و بررسی این موارد به شما کمک خواهد کرد باورهای نادرست خود را تغییر دهید.‏ در پایان، این نکته را فراموش نکنید خارج شدن از ناحیه امن، کار سختی نیست فقط کمی تلاش و شجاعت می‌خواهد.

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *