چه روش‌هایی برای جذب انرژی مثبت در زندگی وجود دارند؟

گاهی با وجود اعتقادی که به انرژی مثبت داریم، ناغافل خودمان را در محاصره فکرهای منفی می‌یابیم. وقتی به خودمان می‌آییم، نگاهی به گذشته خود و آن آدم مثبتی که بودیم می‌اندازیم. در یک آن، این حجم از فاصله بین چیزی که بودیم و چیزی که هستیم ما را می‌ترساند. اما همین خودآگاهی ناگهانی به ما کمک می‌کند تا دوباره مسیر رسیدن به جاده اصلی را پیدا کنیم.

در این مقاله به دنبال روش‌های جذب انرژی مثبت در زندگی می‌گردیم تا با روشن ‌کردن شمع‌های درونمان زندگی‌مان را چراغانی کنیم. با ما همراه باشید.

قرار است چه چیزهایی را با هم بخوانیم؟

  • ترسیم چشم‌انداز مثبت و تاثیر آن در جذب انرژی مثبت را بررسی می‌کنیم.
  • روش‌های تغییر چشم‌انداز ذهنی‌مان را یاد می‌گیریم.
  • ارتباط بین غر زدن و افزایش انرژی منفی را موشکافی می‌کنیم.
  • مزیت‌های تبدیل شدن به یک پارانویایی معکوس را می‌شماریم.
  • نگاهی به پیرامونمان می‌اندازیم و نشانه‌های مثبت آن را پررنگ می‌کنیم.
  • تاثیر استفاده از واژه‌ها در جذب انرژی مثبت را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

کار عمیق، بخشی از ظاهرسازی‌های نوستالژیک نویسندگان و فیلسوفان اوایل قرن بیستم نیست. بلکه ‏مهارتی است که امروزه ارزش زیادی دارد.‏

هلن-کلر

هلن کلر

 

چشم‌اندازی مثبت ترسیم کنید و آن را به اشتراک بگذارید

ذهن ما بین سه زمان ویژه در حال سوییچ کردن است؛ گاهی در زمان حال و همراه با جسم‌مان جهان را تجربه می‌کند، گاهی به آینده می‌رود و از منظره چیزی که هنوز به وجود نیامده لذت می‌برد، گاهی هم به گذشته برمی‌گردد و چرخی در آنچه گذشت می‌زند.

جذب انرژی مثبت در زندگی به این بستگی دارد که سبک نگاه شما به آینده زندگی‌تان چگونه است. این نکته را در نظر داشته باشید که ذهن ما، در حالت معمولی، به گذشته و حال نگاه می‌کند و با توجه به این دو زمان، یک آینده را برایمان در نظر می‌گیرد.

 حالا اگر گذشته و حال، با آنچه که واقعا می‌خواهیم از زمین تا آسمان تفاوت داشتند چه؟ آیا باید بگذاریم، آشی که در گذشته پخته شده، در آینده هم تنها غذای منوی زندگی‌مان باشد؟ اگر می‌خواهید زندگی‌‌تان به آن سمتی که دوست دارید حرکت کند، باید آنچه را که می‌خواهید در قالب یک چشم‌انداز واقعی از آینده به ذهنتان تحویل دهید. این کار مثل این است که چانه ذهنتان را بگیرید، آن را به سمت دلخواهتان بچرخانید و بگویید: «تخته سیاه این طرفه!»

چگونه چشم‌انداز آینده ذهن‌مان را تغییر دهیم؟

راه بسیار ساده‌ای برای انجام این تغییر سرنوشت‌ساز وجود دارد و آن شبیه‌سازی آینده است. برای این کار باید چند گام ساده را دنبال کنید:

  1. آنچه می‌خواهید را مشخص کنید

خواسته شما باید مثل روز، روشن و مثل رگبرگ‌های یک گل، پر از جزئیات و دقیق باشد. بهترین همراه شما در این راه، قلم و کاغذ هستند. مداد یا خودکارتان را بردارید و آن چیزی که از زندگی‌تان می‌خواهید را روی آن بنویسید. پول می‌خواهید؟ چقدر؟ یک خانه بزرگ می‌خواهید؟ خب، این خانه چند متر است؟ حیاط دارد؟ چند اتاق دارد؟ دیوار اتاق‌ها چه رنگی هستند؟

همسایه‌تان چطور آدمی است؟ شاید با خواندن این بخش، فکرهای عجیب و غریبی در صحنه ذهنتان رژه بروند. مثلا با خودتان بگوید: «نه غیرممکنه، برو بابا مگه میشه؟!» چنین واکنشی، مقاومت ذهن شما در برابر خواستن چیزهای بهتر را نشان می‌دهد. این سد دفاعی برای داشتن یک چشم‌انداز زیبا با سماجت شما به زودی می‌شکند.

  1. چشم‌انداز خود را هر روز بخوانید

گام مهم بعدی، هر روز خواندن و هر روز تصور کردن ماجراهایی است که در برگه خود نوشتید. کافی است ۵ دقیقه در روز وقت بگذارید و نوشته‌های روی این برگه را بخوانید. یادتان باشد در حین اینکه آنها را می‌خوانید داشتنشان را هم تصور کنید. با وفادار ماندن به این ۵ دقیقه‌ها، شما یک خوراک برنامه‌ریزی شده به ذهنتان می‌دهید.

این غذای تازه، ذهنتان را تقویت و تربیت می‌کند. به طوری که بعد از مدتی راه‌حل‌هایی جالب برای عملی کردن این چشم‌انداز پیش ‌پایتان می‌گذارد و چشمانتان توانایی دیدن فرصت‌هایی را پیدا می‌کند که تا به حال از دیدتان پنهان مانده بودند. به همین سادگی، با نشان دادن یک نقشه جدید به ذهنتان می‌توانید آینده‌ای فوق‌العاده و خواستنی را برای خودتان بسازید و لحظه‌های زندگی‌تان را سرشار از انرژی‌های مثبت واقعی کنید.

دست از غر زدن بردارید

تعریف شما از واژه «بد» چیست؟ چیزی که حال شما را خراب می‌کند؟ چیزی که خطرناک است؟ چیزی که باعث می‌شود آسیب ببینید؟ شوربختانه یا خوشبختانه، چیزهای بد در زندگی وجود دارند. اما فقط وجود داشتن آنها باعث نمی‌شود که سرتاسر زندگی‌تان لبریز از این بدی‌ها شود. چیزهای بد، موقعیت‌های بد و حتی آدم‌های بد، لکه‌های کوچکی هستند که روی بوم سفید زندگی خودنمایی می‌کنند.

توجه مداوم به این بخش‌های ناخوشایند، درست مثل این است که یک ذره‌بین به دستمان بگیریم و آن لکه‌های کوچک را با اندازه‌ای غیر واقعی تماشا کنیم. این دقیقا همان کاری است که ما با غر زدن درباره همه‌چیز انجام می‌دهیم. وقتی غر می‌زنیم، تمام بخش‌های مثبت زندگی‌مان را نادیده می‌گیریم و تنها روی بخش‌های بسیار کوچک منفی متمرکز می‌شویم. به این ترتیب، اطرافمان پر می‌شود از سیاهی، ناراحتی و چیزهایی که مدام روی اعصابمان قدم رو می‌روند.

وقتی با خودمان قرار می‌گذاریم که دیگر در مورد هیچ چیزی غر نزنیم، ناخودآگاه باعث جذب انرژی مثبت در زندگی خود می‌شویم. چون با این کار، جستجو به دنبال تاریکی را متوقف کرده‌ایم و به بخش‌های نورانی زندگی‌مان اجازه خودنمایی داده‌ایم.

آیا راهی عملی برای ترک عادت غر زدن وجود دارد؟

هر کاری که مدت زیادی انجام شود، در قالب یک برنامه وارد ناخودآگاه ما می‌شود. در آن صورت، دیگر نیازی به فکر کردن وجود ندارد. چون ذهنمان به صورت خودکار آن را انجام می‌دهد. با دنبال کردن یک تمرین ساده می‌توانید از دست عادت غر زدن خلاص شوید. آماده‌اید تا تمرین را با هم شروع کنیم؟

یک برگه سفید بردارید و آن را دم دستتان بگذارید. بعد در طول روز، هر بار که ناخودآگاه درباره یک موضوع شروع به غر زدن کردید، یک خط روی این برگه بکشید. در پایان روز، تعداد خط‌های سیاه را بشمارید. روز بعد و روزهای بعد هم همین کار را ادامه دهید با این تفاوت که هر روز با خودتان قرار بگذارید که کمتر از روز قبل غر بزنید. با دنبال کردن این روند، بعد از مدت کوتاهی می‌توانید از دست غر زدن‌های ناآگاهانه خلاص شوید.

به یک پارانویایی معکوس تبدیل شوید

پارانویایی‌ها افرادی هستند که نسبت به همه‌چیز و همه‌کس احساس بدی دارند. تمرکز آنها فقط روی بخش تاریک زندگی است و توهم توطئه لحظه‌ای آنها را رها نمی‌کند. غافل از آنکه تاریکی فقط نبود نور است نه چیز دیگر. به این ترتیب، وقتی کسی به آنها لطف می‌کند، با خودشان فکر می‌کنند: «این آدم حتما چیزی از من می‌خواد یا داره نقشه می‌کشه که به شکلی من رو آزار بده.»

وقتی اتفاق خوبی برایشان می‌افتد با خودشان می‌گویند: «حتما اشتباه شده!» و وقتی چیزی باعث می‌شود که بعد از مدت‌ها از ته دل بخندند، می‌گویند: «وای حتما الان اتفاقی می‌افته که از ته دل گریه کنم.»

زندگی یک پارانویایی بیشتر شبیه به جهنم است. اما از همین افراد هم می‌توان نکته‌ مثبتی را بیرون کشید. به این ترتیب که به یک پارانویایی معکوس تبدیل شویم. معکوس بد، می‌شود خوب. پس معکوس یک فرد بدگمان به زمین و آسمان، می‌شود یک فرد با اعتقاد مثبت باورنکردنی. یک پارانویایی معکوس بر این باور است که دنیا و هر چه در آن است در حال نقشه کشیدن هستند تا او را به رفاه، ثروت، سلامتی، آرامش و عشق برسانند.

چنین طرز تفکری باعث می‌شود که جذب انرژی مثبت در زندگی‌تان به یک کار همیشگی تبدیل شود. شما شادتر می‌شوید، زندگی را آسان‌تر می‌گیرید و اطرافیانتان هم از این تغییر سودمند بهره‌مند می‌شود. چون شادی و حال خوب، مثل یک ویروس در میان مردم منتشر می‌شود. در حقیقت، وقتی افراد، ارتعاش‌های مثبت از خودشان منتشر می‌کنند، همان تجربه‌های مثبت ذهنی به طرف آنها و زندگی‌شان جذب می‌شود.

این طرز تفکر، گذشته از جذب انرژی مثبت باعث می‌شود که مانع‌ها و چیزهایی که به ظاهر منفی هستند، به فرصت‌هایی برای رشد و تغییر به سمت موفقیت دیده شوند.

مثلا اگر در کمال ناباوری و با وجود آنکه شما کارتان را عالی انجام می‌دادید از شغلتان اخراج شدید، با خودتان فکر کنید که شغلی بهتر با درآمدی دو یا سه برابر این شغل در انتظار شما است. اگر بیمار می‌شوید، به این فکر کنید که زندگی‌ به شما فرصتی برای یافتن تعادل و بازنگری به شیوه زیستن، رفتار، احساس و از نو یافتن چیزهای مهم داده است.

به این فکر کنید که تمام ماجراهای زندگی در تلاش برای رساندن شما به بهترین چیزها و بهترین آدم‌ها هستند. دوباره فکر کنید، زیبا فکر کنید مثل یک پارانویایی معکوس. چون شما خلق شدید تا هر چه فکر و احساس می‌کنید را به زندگی‌تان فرا بخوانید.

ستاره‌ها را دور هم جمع کنید

نگاهی به اطرافتان بیندازید. چند درصد از وسایل، نوشته‌ها و چیزهایی که پیرامونتان را فراگرفته‌اند به شما انرژی مثبت می‌دهند؟ یکی از راه‌های ساده و جالب برای جذب انرژی مثبت در زندگی این است که اطرافتان را سرشار از یادگاری‌ چیزهایی کنید که به شما انگیزه می‌دهند. من این کار را با میز کارم کردم.

اطراف میز من در یک محاصره شیرین از جمله‌های مثبت، نوشته‌های قاب شده انگیزه‌بخش، یادگاری‌هایی از خاطره‌های خوش و حتی چیزهایی است که در آینده نزدیک به آنها خواهم رسید. این کار، غیرمعمولی است اما چه اهمیتی دارد؟ مهم این است که حال معمول ما با این کار غیرمعمولی خوش می‌شود. عده‌ای در این کار استاد هستند اما متاسفانه در جهت منفی آن عمل می‌کنند.

مثلا به جای اینکه یک جمله مثبت را به دیوار اتاقشان بزنند، مجموعه‌ای از قبض‌ها و کارهای نکرده را به یک تابلو سنجاق می‌کنند. این کار نه تنها تمام انرژی مثبت را در یک لحظه از بین می‌برد بلکه باعث می‌شود انبوهی از قبض‌ها و کارهای نکرده روی سرشان آوار شود. پس بهتر است یک ساعت وقت بگذارید و دستی به سر و گوش اشیای پیرامونتان بکشید.

 واژه‌هایتان را الک کنید

چگونه سخن می‌گویید؟ حال و هوای بیشتر واژه‌هایتان به چه سمتی گرایش دارد؟ منفی است یا مثبت؟ بخش زیادی از ارتباط ما با دیگران و خودمان در قالب واژه‌ها صورت می‌گیرد. ما با واژه‌هایمان گذشته را تعریف می‌کنیم، حال را می‌بینیم و آینده را می‌سازیم. اگر می‌‌خواهید قدمی برای جذب انرژی مثبت در زندگی خود بردارید باید یک الک ذهنی برای خودتان بسازید و واژه‌های خوب و بد را از هم سوا کنید.

شاید در ابتدا این کار برایتان سخت باشد، اما وقتی بدانید که آینده شما با تغییر واژگانتان به سمت دیگری کشیده می‌شود، درک می‌کنید که انرژی گذاشتن روی این تغییر، چقدر ارزشمند است.  

کلمات، قوی‌ترین دارویی هستند که توسط بشر استفاده شده‌اند.

Rudyard-Kipling

رودیارد کیپلینگ، نویسنده

 

برای انجام این کار به آگاهی‌تان نیاز دارید. یعنی باید قبل از گفتن هر حرفی، کمی درباره آن فکر کنید و ببینید که آیا بار این واژه‌ها مثبت است یا منفی؟ مثلا بسیاری از ما از واژه‌هایی مثل: «نمی‌خواهم، دوست ندارم، وضع خرابه، نمی‌تونم، نمی‌فهمم، غیرممکنه، نمیشه و…» بسیار استفاده می‌کنیم.

چرا به آن طرف ماجرا نگاه نمی‌کنید؟ چیزی را نمی‌خواهید؟ خب، چه چیزی را می‌خواهید؟ فکر می‌کنید انجام یک کار غیرممکن است؟ آیا خودتان آن را امتحان کرده‌اید؟ آیا به دنبال راه‌حل‌ها گشته‌اید؟ یکی از علت‌های گرایش ما به واژه‌های منفی این است که از آن طرف میدان – یعنی روی مثبت ماجرا – چیز زیادی نمی‌دانیم. چون خودمان را غرق در چیزهای منفی کرده‌ایم.

برای رفتن به آن طرف میدان، باید قدم به قدم جلو رفت. مثلا این بار که خواستید واژه «نمی‌شود» را بر زبان بیاورید به جای آن بگویید: «اگر بشه چی می‌شه!» به همین ترتیب، بگردید و در مقابل هر واژه منفی که قبلا به کار می‌بردید، معادل‌های مثبت آن را جایگذاری کنید. سپس به تماشای نتیجه شگفت‌انگیز این تغییر کوچک در حال و هوای خودتان و زندگی‌تان بنشینید.

 

به یاد داشته باشید، این انتخاب‌های ما هستند که زندگی را به یک تجربه تلخ یا یک شیرینی بی‌انتها تبدیل می‌کنند. به قول «ناپلئون هیل» هرگز نمی‌توان احساسات مثبت و منفی را به طور همزمان در ذهن جای داد. یکی از آن دو را باید انتخاب کرد و این مسئولیت شما است که مطمئن شوید احساس‌های مثبت بر ذهنتان مسلط شده‌اند.

نظر شما چیست؟

از ۱ تا ۱۰ چه نمره‌ای به انرژی مثبت جاری در زندگی‌تان می‌دهید؟ فکر می‌کنید کدام یک از روش‌های پیشنهادی این مقاله بهترین تاثیر را روی زندگی‌تان می‌گذارد؟

  1. هوش مالی
  2. قانون جذب
  3. پولسازی‌
  4. روانشناسی ثروت
  5. ثروت هماهنگ چیست؟
به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *