چگونه کینه ها را بیرون بریزیم ؟

مدیریت سایت مقالات اختصاصی 1 دیدگاه

یکی از بزرگترین موانع و سدهای انسان برای رسیدن به خوشبختی و سعادت و موفقیت ، کینه و رنجشه .

کینه و رنجش از کجا پیدا میشه؟ کینه و رنجش از اونجایی شروع میشه که یک نفر یک رفتاری در جهت خلاف رفتارهای ما انجام میده و یا یک موضوعی بر خلاف میل و خواسته های ما اتفاق میفته. اینجاست که نطفه و ریشه ی کینه و رنجش شکل میگیره.
  • مثلا: اکثر ما انسان ها دوست داریم یه چهره ی موجه و خوب و دوست داشتنی از خودمون تو ذهن دیگران داشته باشیم ، حالا یه شخصی اومده و پشت سر ما کلی بد و بیراه به ما نسبت داده و الان چهره ی ما تو ذهن اون شخص خراب شده ، یعنی اون شخص دیگه اون حساب هایی که قبلا رو من میکرده دیگه رو من نمیکنه. اینجاست که ما از خراب شدن چهره ی موجهمون تو ذهن دیگران ناراحت میشیم و این ناراحتی تبدیل به کینه و نفرت از اون شخص در وجود ما میشه.
  • مثلا: همه ی ما تو وجودمون از یه سری چیزها خوشمون میاد ، از یه سری چیزها بدمون میاد و یه شخص پیدا میشه و یکی از همون کارها یا رفتارها یا عکس العمل هایی رو که ما ازاونها بدمون میاد رو انجام میده و اینطور میشه که ما شروع میکنیم توی ذهنمون به جبهه گرفتن روبه روی اون طرف ، و اسم اون شخص رو میبریم تو لیست سیاه ذهنمون ، همونجایی که هر کسی بر خلاف میل خواسته های ما کاری بکنه یا حرکتی بکنه ، اسمش میره اونجا . اینجاست که ما نیاز به یه راهنمایی و هشداری و بیداری داریم.

 

همین الان ، همین الان بیایم یکی از اون کسانی که اسمش رفته توی لیست سیاه ذهن ما ، ازش کینه و رنجش داریم و باز کنیم ببینیم اون شخص با ما چکار کرده ؟
چه چیزی رو از ما گرفته ؟  اکثر ما در جواب این سوال میگیم ، اون می خواسته آبروی من رو ببره ، یا آبروی من رو برده .
باید به اون عزیزانی که در جواب این سوال بنده که عرض کردم که چیزی رو از شما گرفته ، گفتن که آبروی ما رو برده یا میخواسته آبروی ما رو ببره عرض کنم که مشکل کار همه ی ما تو همین نقطه ست. دقیقا همین جایی که ما به یه چیزه توهمی میگیم آبرو و برای حفظ این چیزه توهمی تمام سعی و تلاشمون رو هم میکنیم ، اگه این چیزی که من و شما اسمش رو گذاشتیم آبرو ، و با چنگ و دندون برای حفظش داریم تلاش میکنیم آبرو بود ، تمام انبیا و اولیای الهی ، بی آبروترین آدم های روی زمین به حساب میومدن
چون در کتاب آسمانی قرآن اومده که هیچ پیغمبری نزد مردم نیومد که مردم مسخره اش نکنن ، دستش نندازن ، پشت سرش هر چیزی که دوست دارن رو نگن ، حتی راجع به خود شخص جناب پیغمبرم میدونید که اصلی ترین دشمنان ، ایشون از وابستگان نزدیک خود ایشون بودند.
وقتی که تو کتاب قرآن مجید ، به یکی از پاک ترین و عفیف ترین زن های دنیا به نام مریم ، تهمت ناروای بدکارگی زده میشه ، خداوند میخواد به من و شما این درس رو بده که فیتیله ی توقعاتت رو از مردم پایین بکش و فقط در درون خودت با خدای خودت و خودت صادق باش و ببین این کارهایی رو که انجام میدی مورد رضایت خدا و خودت هست یا نه.
اگر دیدی که خدا و خودت هر دو مهر تایید روی کارهایی که انجام میدی  میزنی ، دیگه نگران یک مسئله ی توهمی پوچی به نام آبرو نباش و برو کارت رو انجام بده. شخصیتی در این هستی به پاکی و صداقت و نجابت و درستکاری ، به پای پیغمبر اکرم و فرزندان ایشون نمیرسه. ولی ببینید در قرآن خود خدا میفرماید مردم ایشون رو جادوگر خطاب کردند. مردم ایشون رو دروغگو و ساحر و جن زده خطاب میکردند.

 

میدونی یعنی چی؟ یعنی اینکه آقا و خانم محترم دنبال تاییدیه گرفتن از هیچ احدی به جز خدا و خودت نباش . چون اگر مهر تایید کارات رو تو جیب مردم بزاری ، هر روز و هر ساعت و هر لحظه باید تمام کارات رو منطبق با رفتارها و خواسته های مردم انجام بدی و این یعنی مرگ خودت ، این یعنی مرگ اسارتت ، مرگ ذاتت ، مرگ اهداف و آرزوهات .
یه شخصی اومده پشت سر شما یه حرفی زده و دوتا حالت اینجا به وجود اومده:  یا اون چیزی که ایشون در مورد شما گفته ، به اون صورت شما رو قضاوت کرده ، اون درسته و حالت دومم اینه که اون حرفی که ایشون راجع به شما زده اشتباهه ، و در شما اون چیز وجود نداره. اگر اون حرف ایشون نادرست و اشتباه و تهمت بوده و اون صفت در شما وجود نداره ، پس شما چرا نگرانش هستید

 

چون قرار شد فقط و فقط دو نفر مهر تایید رو کارای شما بزنن ، اول خدا و دوم خودتون ، پس چرا ناراحتید؟
مثلا اگر اسم شما امیرعلی باشه تو خیابون یه نفر صداتون کنه آقا محمدرضا ، آیا شما روتو برمیگردونی؟ 
آیا شما برمیگردی و به اون شخص جواب میدی و بهش نگاه میکنی؟
یقینا این کار رو نمیکنی ، چون یقین داری که اون شخص مورد نظر اون آقا شما نیستید. وقتی یک شخصی ، عصبانی و از روی عصبانیت و کینه یک نامه ی تند و تیزی برای جناب خواجه نصیر طوسی مینویسه و توی اون نامه به ایشون میگه هم خودت سگی و هم پدرت سگه . وقتی که این نامه به دست جناب خواجه نصیر میرسه ، ایشون در جواب اون شخص مینویسه که سگ ناخون های بلندی داره ولی من ناخن هام بلند نیست ، سگ پارس میکنه ، من صحبت میکنم ، سگ گاز میگیره ، من گاز نمیگیرم و در نهایت خونسردی و آرامش جواب اون شخص رو میده  و اون شخص متوجه قضاوت و اشتباه ناحق خودش میشه. اگه اون صفتی که اون شخص درمورد شما گفته و شما رو ناراحت کرده در شما نیست.

 

پس شما چرا اینقدر تند مزاج و عصبانی میشی؟ از کوره در میری و بد و بیراه میگی جالبه خدمتتون عرض کنم در روانشناسی نوین میگن اگر کسی به شما چیزی گفت و به شما برخورد و شما در برابر اون واکنش نشون دادی ، یک سری به درون خودتون بزنید ، چون به احتمال زیاد اون صفت در شما وجود داره که شما اینطور آشفته و عصبانی شدید .
به قول یکی از دوستان که افسر اداره ی آگاهیه میگفت وقتی که یه متهم خیلی برای موجه بودن خودش دست و پا میزنه ، خیلی بیشتر داره به مجرم بودن خودش ما رو مشکوک میکنه. تا اون کسی که آروم و خودش و خدای درون خودش میدونن که این چه کارست. آره قبول دارم ؛ سخت ترین کار تو این دنیا پذیرفتن حقه. خیلی سخته. اونم وقتی که ما با تمام قوا داریم تلاش میکنیم که بگیم ما خوبیم و ما فلانیم و ، تا وقتی که ما دنبال این هستیم که آدم خوبه باشیم و به دیگران بگیم ما آدم خوبه هستیم ، معلومه که به راحتی نمیتونیم قبول کنیم که فلان عیب و ایراد در ما وجود داره ، و به جای پذیرفتن اون عیب و ایراد ، سریع اسم اون طرف رو میبریم تو لیست مقضومین ذهنمون و شروع میکنیم هر چی بد و بیراه بلدیم نثارشون میکنیم و روزها و ماهها و سالها کینه و رنجشمون رو مثل یه غده ی سرطانی همراه خودمون حمل میکنیم .
یک استادی می فرمود: یه روز اومدم از خیابون رد بشم یه ماشین نزدیک بود به من بزنه ، سرش رو از ماشین بیرون اورد و خیلی معذرت میخوام به من گفت حواست کجاست الاغ. ایشون میگفت به محض اینکه اومدم خونه رسیدم یه کاغذ و خودکار برداشتم و از خودم سوال کردم که من و الاغ چه شباهت هایی در رفتار و کردار و ظاهر با هم داریم ؟ و جالبه میگفت بعد از روزها دیدم یه لیست بلند بالا از مشترکات خودم و الاغ نوشتم . بینید رفتار یک انسان بزرگ چقدر تفاوت داره ، با رفتار یک آدم خام و به کمال نرسیده.
آدمهای بزرگ نه تنها از رفتارو حرفای مردم عصبانی نمیشن ، بلکه اونا رو به نکته و اشاره و پیام برداشت میکنن و از اونها در جهت رشد و اصلاح خودشون استفاده میکنن. ایشون می فرمودند هر چقدر سعی میکنی به دیگران ثابت کنی که تو آدم خوبی هستی ، داری مسیر رو کاملا اشتباه میری و به خطا میری . بازم عرض میکنم پذیرفتن حق یک قلب تسلیم و خاشع میخواد ، با یک دل سرسخت و جنگجو نمیشه حق رو پذیرفت . دوست عزیزم اگه واقعا دوست داری ریشه ی این کینه و رنجش از وجودت بیرون بره و راحت با یه قلب بی کینه و رنجش ، تو این آسمان از زمین تو رو بشناسند بیا دفترچه تو بردار و یه تمرین بسیار بسیار بزرگ رو ، برای از بین بردن ریشه ی کینه ها و رنجش هایی که تو دلت نسبت به هر کسی داری ، انجام بده تا بتونی از شر این غده ی سرطانی رها بشی و بتونی دیگران رو ببخشی .

 

  1. کاری که باید انجام بدی اینه که اسم اون کسانی که ازشون ناراحتی و کینه و رنجش داری بنویس ، پیدا کردن خود این اسم ها ممکنه ماه ها طول بکشه ، برای همین جلوی این لیست رو باز بگذار تا ماه ها .
  2. اون کسی که اون اشتباه رو مرتکب شده آیا یک انسان عاقل و عارف و کامل بوده که این اشتباه رو مرتکب شده ؟ یقینا جواب این سوال خیره .
  3. اگه خود من هم از نظر فهم و درک و عقل و شعور هم ردیف اون شخص بودم ، آیا خود من هم مثل اون شخص این رفتار رو انجام نمیدادم ؟ یعنی اگر شما در همون خانواده و مدرسه و محله با همون پدر و مادر و معلم ها بزرگ میشدی ، همون رفتارها از شما سر نمیزد ؟
  4. آیا امکان این هست که من در گذشته یک اشتباهی شبیه این اشتباه اون شخص کرده باشم و یا در آینده ، من هم مرتکب یک یا چند اشتباه ، شبیه اون اشتباه بشم ؟
  5. اگر اون شخصی که من رو آزرده ، به کمال و معرفت و معنویت برسه ، باز هم همون رفتار اشتباهش رو تکرار میکنه ؟
  6. با یه قلب متواضع و خاشع از خداوند برای اون شخصی که تو را آزرده و اذیتت کرده ، هدایت و کمال و معرفت و معنویت بخواه و به خدا بگو ، خدایا اگر من هم دقیقا جای اون شخص قرار بگیرم با همون شرایط ، نمیتونم هیچ قولی بهت بدم که من هم رفتارهای اشتباهه اون شخص رو تکرار نکنم.

 

  • خدایا کمکش کن ، بگو خدایا نور معرفت رو در دل من و اون هر دوتامون بتابون
  • خدایا کمک هر دوی ما کن
  • خدایا توی اون لحظه ای که اون حرف اشتباه رو زدی و یا اون رفتار اشتباه رو کرده از دایره ی لطف و رحمت و نور و هدایت تو بیرون رفته
  • خدایا تو به اون نگاه نکن ، تو دستش رو بگیر و اونو بیار داخل دایره ی لطف و رحمت و هدایت خودت

 

  • بگو خدایا قلب منو بزرگ کن تا بتونم خطای بنده هات و ببخشم ، چون خود من هم یکی از همون خطا کارهایی هستم که نیاز دارم یه سری از آدم های دیگه من رو ببخشند
  • بگو خدایا فلانی دوبار ، سه بار ، ده بار ، بیست بار مراعات من رو نکرد و به من بی احترامی کرد ، من خودم هزاران بار مراعات تو رو نکردم و هزاران بار خدایا خود من به تو بی احترامی کردم
  • بگو خدایا اون یه مدل خطا کاره ، خود من هم یه مدل دیگه خطا کارم
  • بگو خدایا تو گفتی اگر کسی رو به خاطره اشتباهاش منع کنی ، از این دنیا نمیرید مگه اینکه خودتون هم خود اون اشتباه رو مرتکب بشید

 

خدایا با تمام وجودم دارم تمرین میکنم هیچ یک از بنده هات رو قضاوت نکنم و منع نکنم. بگو چون هیچ ضمانتی برای خودم ندارم که من هم تو شرایطی مثل شرایط اونا بتونم همون اشتباه رو مرتکب نشم. باور کنید دوستان عزیزم بزرگترین تمرین معنوی بخشیدن دیگرانه . اگر با یک بار ، چند بار گوش دادن این فایل ، نتونستید اون کسانی که ازشون کینه و رنجش داری و ببخشی ازت خواهش میکنم چند بار این فایل رو گوش کن ، چندین بار پشت سرهم گوش کن. چشمات رو ببند و توی ذهنت خودت رو ببر دقیقا بگذار جای اون طرف . به این میگن همزاد پنداری .

 

خودت رو ببر بگذار جای اون طرف ببین اگرتو هم توی اون خونواده و با اون پدر و مادر با اون کیفیت تربیت بزرگ میشدی ، الان به مراتب از اون بدتر نمیشدی ؟
با تمرینه که خیلی راحت تر میتونی همه رو ببخشی. در آخرم این آیه ی بسیار بسیار زیبای سوره نور رو در قرآن مجید به قلب های مهربون و پاک تک تکتون تقدیم میکنم .

 



این محتوا را به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها 1

  1. جالب بود اما این حسی هستش که خود خدا اگرجه از نوع شیطانیه بهمون داده و دور از انتظاره که فکر کنیم انسان بدون کینه هم تو این زمونه با شرایطی که حس معنوی توهمه ما کم شده بتونه بدون کینه زندگی کنیم همونطوری که اگه خوب به خودمون و اطرافیانمون توجه کنیم این حس داره مثل خوره موجبات آزارواذیت درونیمون میشه امیدوارم بتونیم با تقویت حس معنوی و عشق با فاصله گرفتن از این حس خودمونو به آرامش ایده آل درونیمون برسونیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.