team de14347cb7a0e43956146c09a02f3d21 1 1073x537 - چطور تیم برای یک کار بسازیم ؟

چطور تیم برای یک کار بسازیم ؟

مدیریت سایت رهبری و تأثیر Leave a Comment

همه چیز با فهمیدن درست ذات کارمندان شروع میشود.
آیا تا بحال فردی رو استخدام کرده اید که توی رزومه و مصاحبه کاری فوق العاده بوده است، اما به فاجعه ای، زمانی که تلاش کرده اید آنها را با سازمان یکپارچه کنید، تبدیل شده اند؟ چون ذات آنها برای کار گروهی ساخته نشده است. معمولا رزومه و سابقه یک فرد به ما می گوید که برای کاری ایده آل است یا نه ولی بعدا مشکل بروز میکند.

 

چگونه ما میتوانیم روند استخدام خود را بهبود ببخشیم؟ هر زمانی که مصاحبه کاری میگیرم برای پاسخ گرفتن به 3 پرسش تلاش میکنم.
  1. آنها میتوانند کار را انجام دهند؟ اگر واقعا مهارت و توانایی داشته باشند به سرعت پاسخ این سوال قابل فهمیدن است.
  2. آیا میتوانند کار را به مدت طولانی به صورت عادی انجام دهند؟ پاسخ به این سوال کمی پیچیده تر است. شما مجبور هستید. متوجه شوید که اهداف فرد چه چیزهایی است و همچنین سرشت واقعی انها را دریابید و این که آیا کار با فطرت و ذات آنها سازگار است یا نه؟
  3. آیا آنها برای در تیم بودن مناسب هستند؟ به عنوان مثال طی سالها در روند استخدام دستیار و منشی برای کار در هالیوود دریافتم که هدف و دلیل اصلی افراد متقاضی، منشی بودن نیست، هدف اصلی آنها هنرپیشه و یا کارگردان و نویسنده شدن است.آنها منشی شدن رادوست دارند، چون این آنها را به افراد مهم زیادی متصل میکند.آنها شغل دستیاری را به دست می اورند ولی در طولانی مدت عملکرد خوبی ندارند.زیرا نهایتا هدفشان با شغل انتخابیشان یکی نیست. فهم کامل از آنچه درخواست کننده میخواهد،همچنین اهداف و موارد دلخواه وی، بسیار مهم و نقش اصلی را ایفا میکند.

 

آیا یک فرد درونگرا میتواند فروشنده موفقی شود؟ البته.
اما آیا میتواند در دراز مدت به فروش خیلی خوب دست پیدا کند؟ پاسخ منفی است، چرا؟
طبیعت انسان ها به ندرت تغییر پیدا میکند.زمانی شما میتوانید به درستی به یک شغل دست پیدا کنید که روح شما و طبیعت شما از طرف آن موقعیت مورد تمجید و تغذیه قرار گیرد.اهدافتان در دسترستان باشد و مهارت های لازم را داشته باشید و شما تا زمانی که بتوانید به آخرین سوال پاسخ درست بدهید، برنده خواهید بود. و آن این است: آیا آنها یک تیم یکدست و درست هستند ، سرانجام هنرمندان و بازیگران بزرگ که سرشت طبیعی آنها با سایر بازیگران بزرگ منافات و تضاد شدید داشته باشند، قاعدتا به نابسامانی و انزوا می انجامد.

 

همسان بودن با سایر اعضای تیم یک امر حساس و بنیادین در یک تیم می باشد. بنابراین شما چگونه اقدام به حل این مشکل میکنید؟
چگونه میتوانید تشخیص دهید که شخصیت شما با کسانی که با آنها کار میکنید، کمترین همخوانی و یکپارچگی را دارد؟
امروزه ابزارهای خارق العاده و بسیاری در دسترس می باشد که در جهان تجارت توسط میلیون ها نفر مورد آزمایش و استفاده قرار گرفته اند.
هم اکنون نگاهی گذرا به موارد ذیل بیاندازید.
و اگر دوست داشتید اقدام به آزمایش کردن خود و تشخیص خود واقعیتان نمایید.
توانمندی و مقاومت خود را ارزیابی کنید ضعف های خود را بسنجید.

 

وقتی تحت فشار عصبی و استرس هستید چه میکنید و کجا میروید؟
برای افزایش عملکرد خود و لذت از زندگی چکارهایی میتوانید انجام دهید؟
“اگر از او هرگز پیروی نشود، این یک ناهنجاری کنجکاوانه است.”

 

چند هفته ی پیش با صاحب یک شرکت تولیدی صحبت میکردم، وی در خلال صحبت هایش به تلاش های بسیارش در مواجهه با مهارت های رهبری ضعیف و عملکرد برخی از رهبرا ن(مدیران) شرکتش در برخورد با این جمله اشاره کرد که اگر برخی از کارکنان از دستورات و خواسته های برخی مدیران پیروی نکنند این تنها یک ناهنجاری در سیستم ما محسوب می شود. کمبود توانایی در رهبری، عدم توانایی در ایجاد توجه و عشق در پرسنل، همچنین کارایی ضعیف همه جانبه، باعث از بین رفتن سود او در تجارتش شده بود، در حالی که شرح او از رهبرانش یک چیز نو و بدیع بود.
وجود رهبری ضعیف چیزی نیست که یک تازگی محسوب می شود. در طی 15 سال مشاوره تجاری، من شاهد رهبری های ناکارامد بودم. به طوری که هیچ چیزی بیشتر از رهبری ناکارامد نمیتواند به سلامت یک سازمان آسیب وارد کند.
در خلال این سالها، همواره به سازمان هایی که از مشکل مدیریت نابسامان و ضعیف در امان بودند، توجه میکردم.
در این شرکت ها متوجه شدم که رهبران آنها بهترین هارا از عملکرد و گزارش های مستقیم خود استخراج کرده و به کار میبندند و به بهترین کارایی ها دست میابند.
آنها گردش مالی کمتری از ما داشتند اما روند پیشرفت و رشد را بیشتر میتوانیم ببینم.
آنها استعدادهای طبیعی و ذاتی تمام کارکنان را به اشتراک می گذاشتند و از آنها بهره می گرفتند.
در این برهه میشد به موارد و استعدادهایی دست یافت که مدیران و رهبران تحت امر، کمتر از آن بهره داشتند.

 

از مهمترین این موارد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
  • رویایی کردن درامد
    • رویایی کردن استراتژی درامد، تفکر مفهومی و دیدن تصویری بزرگ از آن
  • درک کردن دیگران
    • که به آن هوش احساسی گفته می شود. که به درستی بتوان احساسات و رهبری های آنها ار درک کرد.
  • الهام دادن به دیگران
    • تلفیق دیدگاه استرتژیک و هوش احساسی با یکدیگر تا بتوان به صورت کارامد با دیگران ارتباط برقرار کرد و به نتایج صحیح دست پیدا کرد.

 

درک کردن دیگران یکی از ویژگی های احساسی، درک نقاط قوت و ضعف دیگران است. در حالیکه بسیاری ادعا میکنند این ویژگی می تواند مشکل باشد در مطالعات حقیقی ثابت شده است.
که بر اساس الگوی طبیعی و شخصیتی فرد است که نمی توان با خواندن یک کتاب آنها را آموزش دید.
در کنار بسیاری از تفکرات و فرضیه های متعدد، مواردی وجود دارد که قابل تامل بوده و بررسی دقیق نشان داده که در تمام اقشار به عادات طبیعی و شخصیت افراد کاملا وابسته است.به طوری که با مطالعه و آموزش قابل تغییر نمی باشد.
این در حالی است که بسیاری از شرکت ها و سازمانها نسبت به شناخت و یا تشخیص این استعداد کاملا شکست خورده به طوری که استعدادهای ذاتی همچنان دست نخورده و کشف نشده باقی می مانند. و تا زمانی که ما نتوانیم آنها را ببینیم، نمی توانیم آنها را بسنجیم و از آنها در امر رهبری سیستم استفاده کنیم.
یک جمله قصار قدیمی می گوید” برای مهارتهای سخت استخدام کن، و صاحبان استعدادها و مهارتهای ساده را اخراج کن”این بدان معنا است که ما انسانها را بر اساس آنجه در رزومه شان نوشته شده و می توانیم بخوانیم همچنین مدرک تحصیلیشان  استخدام می کنیم. به طوری که ما بیرحمانه آنچه را که نمی بینیم و لمس نمی کنیم را از بین برده و از آن چشم می پوشیم و پرسنلی را که فاقد مهارتهای غیر ملموس می باشند را اخراج می کنیم و پیش خود می پنداریم آنها هیچ قریحه ای برای رهبری گروه ندارند.
در شرکتهای شاخص و خوب بیشترین تلاش را برای شناختن این استعدادهای پنهان اعمال می کنند. آنها با ایجاد پزیشنهای متعدد در کشف استعدادهای پنهان و نا ملموس تلاش می کنند و از این دانش برای استخدام  و توسعه این سناریو بهره می جویند.

 

در نتیجه:

  • ترن اور (ورود و خروج پرسنل)کاهش می یابد.
  • بهره وری افزایش می یابد.
  • خروج با دلخوری پرسنل کاهش می یابد
  • دزدی کاهش می یابد
  • روی هم رفته سود دهی شرکت  افزایش پیدا می کند
  •  و اینجاست که بدون اینکه نصیحتی به شما بکنم، تنهایتان می گذارم تا در اینباره فکر کنید.


این محتوا را به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.