health vitality 1073x537 - تحول مدیریت سلامتی و باروری

تحول مدیریت سلامتی و باروری

مدیریت سایت بهداشت و سلامتی Leave a Comment

برای تغییر رفتارهایی که باعث بیماری های مزمن می شود دکتر ها کافی نیستند.

احتمالا شما هم مانند انسان های دیگر باشید و مانند آنها در تصمیم گیری ثابت قدم نیستید. آمارها نشان می دهند تنها ۸ درصد از انسانها به پیمان هایی که عهد بسته اند وفا دارند.

دلایل بسیاری در این امر دخیل هستند ، از جمله سخت بودن تغییر عادت هایمان و عدم اطلاعات کافی در خصوص چگونگی اعمال تغییرات به موقع و موفق.
این یک مشکل بزرگ است ، زیرا امروزه مشخص شده ریشه ی  بسیاری از بیماری های مزمن ، ژنتیکی نیست بلکه رفتارهای انسان ها است. به طوری که با انتخاب رژیم غذایی نامناسب ، فعالیت‌های فیزیکی ، خواب و دیگر عوامل ، روش زندگی ، این مشکلات را ایجاد می کند .در حقیقت مطالعات امروز نشان داده اند که ۸۵ درصد از عوامل خطرزا در ایجاد بیماری های مزمن به محیط زندگی مربوط می شود.
مطالعات دیگر نشان داده که کمتر از ۵ درصد انسان های بالغ ، دارای عادات مناسب  زندگی بوده و تنها ۲۰ درصد از آنها برای رفع مشکلاتشان و رسیدن به هدف شان قدم بر میدارند.
نتایج آمار ناامید کننده است . یک نفر از هر دو نفر امریکایی دارای بیماری مزمن است و یک نفر از چهار امریکایی از بیماری های چهارگانه موضوع رنج می برند و هفت نفر از متوفی در امریکا از بیماری های مزمن جان خود را از دست داده اند. ۲۷ درصد از کودکان بیماری مزمن دارند ، به طوری که این آمار نشان می‌دهد در سال ۱۹۹۴ تنها ۱۳ درصد از کودکان این بیماری را داشته اند.
درمان بیماری‌های مزمن مبلغی حدود ۴۷ تریلیون دلار از هزینه های سلامت را تا سال ۲۰۳۰ به خود اختصاص می دهد ، به طوری که این مبلغ یکی از شش هزینه ی بزرگ اقتصادی در دنیا محسوب می شود.
این آمار مشخص می کند که بیماری های مزمن یکی از بزرگترین تهدید های سلامت ما است ، که با آن دست به گریبان هستیم. در ضمن تغییر رفتارهای ما در زندگی، مهمترین قدم جهت امتناع و دور شدن از این مشکل است.
برای حل این مشکل ما به اطلاعات بیشتر و دکترهای بیشتر نیاز نداریم. آموزش مردم و تحصیلات برای تغییر رفتارها لازم بوده و کافی نیست به طوری که پایه‌ریزی صحیح تحصیلات نمی توانند ادامه تغییرات در شیوه زندگی را تضمین کند.
اگر این امر واقعیت داشت ، ما دیگر به مشاوره خانواده جهت جلوگیری از طلاق ها نیازی نداشتیم و به پزشکان جهت ترک سیگار و مواد مخدر نیازی نبود.
بسیاری از مردم می دانند که تغذیه نادرست، بی تحرکی، خواب ناکافی و درگیر بودن با عادت‌های بد زندگی برای آنها مناسب نیست؛ اما همچنان به این عادات ادامه می‌دهند و یا حتی اگر  تغییری در خود ایجاد کنند بیشتر از ۶ هفته دوام نمی آورد.

 

دکتر ها چطور؟
آیا آنها کسانی هستند که به راحتی تغییر میکنند ؟!
ما به سختی می توانیم تعدادی از آنها را نام ببرید که می توانند الگوی ما باشند، آنان نیز این عادات بد را در زندگی دارند و تغییراتی که در زندگی می دهند بیشتر از چند هفته دوام نمی آورد
جدیدترین آمارها نشان می‌دهند تا سال ۲۰۲۵ با کمبود ۵۲ هزار پزشک جهت ساده ‌ترین فعالیت های پزشکی مواجهه هستیم.
اما اگر ما کمبود پزشک هم نداشتیم، آنان نه آموزش لازم را جهت حمایت از مردم جهت تغییرات رفتاری داشتند و نه وقت آن را. این مورد در سایر افراد از جمله متخصصان سلامت که شامل پرستاران و بهیااران میباشد نیز هست.
ما می توانیم آموزش این افراد متخصص را شروع کنیم ، اما این امر مشکلی را حل نخواهد کرد. سیستم بیماری زدایی ما قادر نیست اینگونه تمهیدات را ارائه نماید.
زمان میانگین جهت ویزیت هر بیمار برای ارائه خدمات اولیه بهداشتی درآمد یک ۱۰ الی ۱۲ دقیقه است به طوری که برای پزشکان جدیدالاستخدام این زمان به ۸ دقیقه کاهش می یابد.
گفتنی است این زمان برای یک احوالپرسی ساده و بررسی سرسری پرونده پزشکی او و درنهایت نوشتن نسخه تکراری کفایت می کند. این مدت زمان هرگز برای بررسی رفتار و تغییرات سبک زندگی به حالتی موثر برای بیماران کافی نیست ، به علاوه پزشکان باید ساده سخن گفتن با مردم عادی را آموزش ببینند و چگونگی از مردم خواستن را بدانند. این روش می‌تواند زمانی مفید باشد که شخصی با یک بیماری جدی بحران سلامتی( مانند آپاندیسیت ) مواجه باشند ، اما مطمئناً در بهبود سبک زندگی و عادات رفتاری مانند کاهش وزن ، کنترل استرس و یا انجام یک ورزش روتین از شکست خواهد خورد
پزشکان آموزش کافی برای اینگونه خدمات ندیده اند و این مسئله ی دردآوری است.
وقتی بیماران میخواهند صحبتی ۱۲ ثانیه ای با آنان داشته باشند با نگاهی سرد مواجه میشوند. مدیریت های سلامت تنها راه حل هستند.
اگر اطلاعات بالا و پزشکان نتوانند ، مشکل تغییر سبک زندگی را حل کند پس چه کسی می تواند ؟!

 

Health coaches یا مربی گری سلامت. مردم
میخواهند خوب زندگی کنند، به دور از بیماریهای مزمن، با عمری طولانی.آنان میخواهند شاهد رشد کودکان و نوه هایشان باشند.و انرژی کافی برای بازی با آنهارا داشته باشند.آنها میخواهند عملکرد بهتری در شغلشان داشته باشند.و از معاشرت با دیگران لذت ببرند و از مواهب یک زندگی سالم بهره مند شوند. اما تفاوت عمده ای بین طلب کردن سبک زندگی سالم و عادت های دست و پاگیر ما وجود دارد.
اما نکته ی مهم اینجاست که مربی گری سلامت نوعی نظم و دیسیپلین را به مردم می آموزد و تا بهترین تغییرات را در خود اعمال نماید که شامل موارد زیر میباشد:
  • روانشناسانی مثبت که باعث تقویت استقامت انسانها شده و از تمرکز بر نقاط ضعف می کاهد.
  • برخورد انگیزشی که کمک میکند انشان ها تغییرات عادات خود را با عمیق ترین اهداف و احتیاجات خود پیوند زنند.
برای مثال، من میخواهم رژیم غذایی خود را تغییر دهم تا آنقدر زنده بمانم تا نوخ های خود رادر جشن فارغ التحصیلی در آغوش بگیرم.

 

ایجاد عادات خوب و برگشت از عادات بد باعث ایجات تغییرات مهم در سبک زندگی بیماران می شود.
مربیان سبک زندگی جهت دستیابی بیماران به راههای مشخص و از پیش تعیین شده آموزشهای لازم را دیده اند و به دستاوردهای خوبی رسیده اند و این چیزی است که در جامعه پزشکی هم وجود دارد.
این دستاورد کارشناسی شامل مجوز بررسی مشکلات، تمهید تجهیزات، ارائه راهکار و در برخی موارد آموزش مهارتهای نوین است.
در دستاوردهای همکارانه  یک مربی سعی می کند با ایجاد جسارت در بیمار و در نقش یک شریک و همیار، او را در کشف راه حلها و تبدیل کردن وی به یک هوادار و حمایتگر برای خودش ترقیب می کند.
آنان بیماران را ترقیب می کنند تا خود در ایجاد تغییر، پیش قدم باشند. این امر باعث اعتماد به نفس، خود آگاهی و و خود اصلاحی می شود به طوری که تمام این موارد باعث ایجاد تغییرات منطقی در دراز مدت شده و نیاز مبرمی برای مشاوره دائم ندارد.
استفاده از مقیاس های پیشین، پزشکان به بیماران تنها ماهی می دادند به طور که روش آنها فقط برای مدت اندکی دوام داشت. اما در روشهای امروزی مربیان روش ماهیگیری را به بیماران می آموزند تا یک عمر از موهبتهای آن بهره جویند.
جای تعجب نیست که مطالعات نشان داده اند که  مشاوره با  مربیان سبک زندگی باعث ایجاد بازخوردهای مثبت  سلامتی  برای بسیاری از بیماریهای مزمن مانند دیابت، بیماریهای قلبی چاقی و سرطان می شود. این امر چیز کوچکی نیست بلکه اثر بخشی بزرگی دارد. در حقیقت تحقیقات حاکی از این است اصول سلامت که پایه کاملا حقیقی و شهودی دارد، می تواند روند تحقیقات موفق را به ۱۰۰۰ درصد افزایش دهد.
گفتنی است ویزیتی که توسط یک مربی سلامت صورت می گیرد به مراتب نسبت به ویزیتی که توسط یک دکتر انجام می شود مقرون به صرفه تر است.به طوری که بیمار به صورت مستقیم یا توسط بیمه اقدام به پرداخت می نماید. این امر می تواند به یک بحران تبدیل شود زمانی که تعداد ویزیت ها زیاد و یا طولانی باشد.
برای تغییر یک عادت و یا ایجاد یک عادت نو، نیاز به دیداره و جلسات متعدد است و در نتیجه هزینه بالایی صرف خواهد شد.
از سوی دیگر موانع و سختی های تحصیلی که بر سر راه پزشک یا پرستار و یا دستیار است، بسیار بیشتر از یک مربی سلامتی است. نکته بسیار مهم ایت است که برای نهادینه کردن یک عادت خوب زندگی ویا مبارزه با بیماریهای مزمن در جامعه به بیش از ده برابر به مربی سلامتی نسبت به پزشک و مشاغلی از این دست نیاز است.
من هرگز ادعایی نمی کنم که مربیان باید جایگزین پزشکان در جامعه گردند. پزشکان و کارشناسان مجاز پزشکی همواره باید برای تجویز آزمایشات آزمایشگاهی، آنالیز نتیجه آزمایش، تشخیص بیماری نسخه نویسی و نظارت بر روند درمان باید حضور داشته باشند.
مربیان چنین دانشی را ندارند و البته پزشکان هم توانایی تغییر دادن رفتار های ناپسند را در بیماران مبتلا ندارند. از این رو بهتر است موارد را از هم تفکیک کرده و هر تخصص را به متخصص مربوطه واگزاریم.

 

مواردی چون رژیم غذایی سبک زندگی و تغییرات رفتاری را به مربیان و موارد پزشکی را به پزشکان بسپاریم. برای درک بیشتر می توان به هرم مراقبتهای بهداشتی سلامت توجه فرمائید.

healthcare pyramid in post 938x1021 - تحول مدیریت سلامتی و باروری

  • ۵درصد صدر هرم مربوط به شرایط بحرانی بوده که نیاز به متخصص، بیمارستان و درمان دارویی دارد.
  • ۲۵ درصد میانی هرم مربوط به بیمارانی است که با بیماریهای مزمن جدی دست به گریبان بوده و باید تحت نظر مستقیم کارشناسان پزشکی معتبر باشند. این کارشناسان می توانند از وجود مربیان سلامتی و سبک زندگی بهره ببرند.
  • ۷۰ درصد کف هرم انسانهایی را شامل می شوند که بیماریهای مزمن خفیف دارند و یا به نسبه سالم هستند اما برای جلوگیری از پیشروی بیماری باید توسط مربیان سلامت آموزش ببینند همچنین توسط پزشکان خانواده و آزمایشگاه چک آپ شوند.
قابل توجه اینکه ما هر ساله مبلغی معادل ۴ تریلیون دلار برای مراقبتهای بهداشتی هزینه می کنیم . این در حالی است که با اندکی تامل و و مشاوره و آموزش به موقع  بیماران و شهروندان تحت خطر، حدود یک چهارم- ۲۵ درصد، از این هزینه را کاهش داده و یک تریلیون دلار را سرفه جویی کنیم.
تنها چیزی که در پایان می شود بدان اشاره کرد این است که بیماریهای مزمن کیفیت زندگی را نابود کرده، طول عمر را کم می کند، کشور را به ورشکستگی می کشاند و زندگی نسل های آینده را تهدید می کند. از این رو نیازی مبرم به راه حلی ارزان، مقرون به صرفه، زمانبندی شده و قابل دسترس وجود دارد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 − 3 =